و عجبتر اين كه هنگامى كه « ابو العبّاس سفّاح » نخستين خليفهء عبّاسى بر تخت قدرت نشست ، دستور داد آن قدر از « بنى اميّه » كشتار كنند ، كه به شمار در نمىآيد و حتّى دستور داد قبرهاى بنى اميّه را شكافتند و مردگان آنها را از گور درآوردند و سوزاندند . و به اين ترتيب ، هيچ كس از زندگان آنها سالم نماند مگر آنانى كه به « اندلس » فرار كرده بودند . حتّى نوشتهاند « سفّاح » خشونت را به آنجا رسانيد كه دستور داد كشتگان « بنى اميّه » را پيش روى سگها اندازند ، تا گوشت آنها را بخورند . « 1 » و اساسا لقب « سفّاح » ( خونريز ) كه به نخستين خليفهء عبّاسى داده شده ، به خاطر كشتار وسيع و بىحسابى است كه از بنى اميّه كرد . « 2 » ناگفته پيدا است فرجى را كه امام عليه السّلام اشاره مىكند ، تنها در زمان فترت بين حكومت بنى اميّه و بنى عبّاس بود ؛ يا به تعبير ديگر ؛ مربوط به زمانى است كه بنى عبّاس قدرت چندانى پيدا نكرده بود ، زيرا بعد از آن كه پايههاى قدرت آنان محكم شد ، آنها نيز به ظلم و ستم پرداختند و دوران تاريك ديگرى به مسلمانان روى آورد .
نكتهها
1 - آن كه گريزد ز خراجات شام !
اين تجربهء تاريخى كرارا تكرار شده است ، كه افرادى از پذيرش حقّ ، با كرامت و عزّت سرباز زدند ، سرانجام با خوارى و ذلّت باطل را پذيرا شدند ؛ و نمونهء روشن آن ، مردم « عراق » در عصر على عليه السّلام بودند . رهبرى پيشوايى عادل آگاه ، دلسوز و مهربان كه حتّى در ميدان جنگ ، از دلسوزى و مهربانى فروگذارى نمىكرد ، نپذيرفتند و هر روز با بهانهاى از اطاعت فرمان او سرباز زدند ؛ قلب او را مالامال از خون كردند و هر
هامش
( 1 ) تتمّة المنتهى ، صفحهء 156 .
( 2 ) دائرة المعارف اعلمى ، جلد 10 ، صفحهء 405 .