قاموا في صعيد واحد ، فسألوني فأعطيت كلّ إنسان مسألته ما نقص ذلك ممّا عندي شيئا إلّا كما ينقص المخيط إذا دخل البحر ؛ اى بندگان من ! اگر اوّلين و آخرين شما ، انسانها و پريان ، همه در ميدان وسيعى بايستند و از من تقاضاى ( زيادى ) كنند و به هر كس آنچه بخواهد بدهم ، همهء اينها چيزى از خزاين من كم نمىكند ، مگر به آن مقدار كه سوزن را وارد دريا كنند و بيرون آورند ؛ ( بديهى است چيزى از آب دريا بر سوزن نمىماند جز رطوبت فوق العاده ناچيز ، و اين مثالى است براى كمترين نقصان در برابر بزرگترين منبع ؛ و در واقع حتّى از اين هم كمتر است . يا به تعبير بهتر : هيچ كاستى در خزاين نامتناهى او پيدا نمىشود ) » « 1 » و در حديث قدسى ديگر مىخوانيم كه خداوند مىفرمايد : « إنّ من عبادى من لا يصلحه إلّا الفاقة ، و لو أغنيته لأفسده ذلك ؛ بعضى از بندگان من هستند كه صلاح آنها در آن است كه نيازمند باشند و اگر آنانرا غنى سازم ، فاسد مىشوند » « 2 » . سپس در ادامهء اين سخن ، به اوصاف ديگرى كه در ارتباط با همين جود و عطاى الهى است پرداخته ، چنين مىفرمايد : « اوست بخشندهء انواع نعمتها و افزون كنندهء درآمدها و بهرهها » . ( و هو المنّان بفوائد النّعم ، و عوائد المزيد و القسم ) .
از آنجا كه توجّه به نعمتهاى الهى ، بر اساس اين واقعيت كه وجدان انسان ، شكر منعم را لازم مىشمرد و توجّه بندگان را به او معطوف مىدارد ، امام عليه السّلام در آغاز اين خطبه به سراغ اين معنا مىرود ، تا دلهاى شنوندگان را براى پذيرش بحثهاى آينده آماده سازد .
تعبير به « منّان » ( از مادهء « منّ » ) به معناى بسيار بخشنده است و « فوائد النّعم » مفهوم وسيعى دارد كه هر گونه نعمت مادّى و معنوى را شامل مىشود . در اينكه چه تفاوتى ميان اين جمله و جملهء « عوائد المزيد و القسم » مىباشد ؟ چند احتمال وجود دارد ؛ نخست اينكه ، تعبير اوّل اشاره به ضروريّات زندگى است و تعبير دوم اشاره
هامش
( 1 ) منهاج البراعه ، جلد 6 ، صفحهء 288 .
( 2 ) بحار الانوار ، جلد 68 ، صفحه 140 ، حديث 31 .