بهرهها . همهء بندگان جيره خوار اويند ، و روزى همهء آنها را تضمين كرده ، و قوت آنها را معين ساخته است و راه را به علاقهمندان خود ، و جويندگان آنچه نزد اوست ، نشان داده است . چنان نيست كه سخاوت او در آنجا كه از وى چيزى بخواهند ، بيشتر از موقعى باشد كه از او نخواهند . او آغازى است كه قبل ندارد ، تا پيش از او چيزى باشد ، و پايانى است كه بعد ندارد ، تا بعد از او وجودى باشد ( بلكه از ازل تا ابد بوده و خواهد بود ) .
مردمك چشمها را ، از مشاهده و درك ذاتش باز داشته است ( نه چشم ظاهر او را مىبيند ، و نه چشم باطن به كنه ذاتش مىرسد ) . زمانى بر آن نگذشته تا حالش دگرگون شود ، و در مكانى نبوده كه جا به جايى براى او تصوّر شود . اگر آنچه از درون سينهء معادن كوهها بيرون مىريزد ، يا از دهان صدفهاى دريا خارج مىشود : از نقرهء خالص و طلاى ناب و دانههاى درّ و شاخههاى مرجان ( و در يك كلمه ، تمام ذخاير جهان ) را ببخشد ، در جود و سخايش كمترين اثرى نمىگذارد ، و از وسعت نعمتهايش نمىكاهد ؛ آن قدر نزد او از ذخاير نعمتها است ، كه تقاضاهاى مردم آن را از ميان نمىبرد ؛ چرا كه او سخاوتمندى است كه پاسخگويى به تقاضاى سائلان ، چيزى از او نمىكاهد ، و اصرار اصراركنندگان ، او را به بخل وانمىدارد .
شرح و تفسير جود و بخشش بىانتهاى او
همان گونه كه در مقدّمهء خطبه آمد ، انگيزهء ايراد اين خطبه از سوى امام عليه السّلام اين بود كه شخصى از آن حضرت ، توصيف خداوند را خواست ؛ توصيفى كه به منزلهء عيان و مشاهده باشد و از آنجا كه اين سخن ، بوى اعتقاد به جسميّت خداوند ، يا لا اقلّ داشتن اوصاف ممكنات مىدهد ، امام ، سخت خشمگين شد و چهرهاش دگرگون