تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
اگر انسان به تعداد ميوه‌هاى درختان و عدد وحوش بيابان و پشه‌ها و برگ‌هاى درختان و نطفه‌هاى مردان و زنان و جزئيّات آنها فكر كند - كه چه رقم شگفت انگيزى را تشكيل مىدهد - و توجّه داشته باشد كه خداوند از تمام اين جزئيّات با خبر است ، آنگاه احساس مىكند كه در هر جا و در هر زمان و در همه حال ، از اعمال و نيّات او به خوبى آگاه است . سپس به سراغ بخش ديگرى از ريزه كارىهاى جهان آفرينش و حوادث حساب شده و موجودات مختلف آن مىرود و چنين مىافزايد : « خداوند از ابرهاى رقيقى كه ( در آسمان ) پيدا مىشود سپس به هم پيوسته ، متراكم مىگردد و نيز از ريزش قطرات باران از ابرهاى متراكم و آنچه گردبادها با دامان خويش از روى زمين بر مىگيرند و بارانها با سيلاب خود آن را فرو مىنشانند و محو مىكنند و از فرو رفتن جانوران زمين در ميان تپّه‌هاى شن ، ( در همه جا و هر زمان و در هر حال ) به خوبى آگاه است ! » . ( و ناشئة الغيوم و متلاحمها ، و درور قطر السّحاب في متراكمها ، و ما تسفي ، « 1 » الأعاصير « 2 » بذيولها ، و تعفو « 3 » الأمطار بسيولها ، و عوم « 4 » بنات الأرض في كثبان « 5 » الرّمال ) . آرى ! او كه از تمام دقايق عالم هستى و از جزئيّات مخلوقات جاندار و بىجان در زمين و آسمان ، در هر شرايط و در هر حالت ، آگاه است ؛ و از پيدايش و گسترش و جا به جايى و حركات آنها ، دقيقا با خبر است ؛ چگونه ممكن است از اعماق نيّات من بىخبر باشد ؟ !
هامش
( 1 ) « تسفى » از مادّهء « سفى » ( بر وزن نفى ) به معناى بادى است كه خاك و غبار زيادى بر مىانگيزد . ( 2 ) « أعاصير » جمع « إعصار » ( بر وزن اجبار ) به معناى گردباد است . ( 3 ) « تعفو » از مادّهء « عفو » به معناى محو كردن است و هنگامى كه اين واژه در مورد گناهان به كار مىرود به معناى محو گناهان است و تندرستى را از اين نظر عافيت مىگويند كه بيمارى را محو مىكند . ( 4 ) « عوم » ( بر وزن قوم ) به معناى شنا كردن و فرو رفتن است . ( 5 ) « كثبان » جمع « كثيب » به معناى تلّ و تپه است ( از مادهء « كثب » ( بر وزن كسب ) به معناى جمع كردن است ) .