با توجه به اينكه مهمترين منابع علم انسان قلب ( عقل ) و چشم و گوش است ؛ همانگونه كه در قرآن مجيد آمده است : «
« وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »
؛ خداوند شما را از شكم مادران بيرون فرستاد در حالى كه چيزى نمىدانستيد و براى شما گوش و چشم و دل قرار داد تا ( آگاه شويد و ) شكر نعمتهاى او را بجا آوريد » « 1 » . و خداوند به تمام اين منابع احاطه دارد ؛ بنابر اين ، از تمام اسرار درون انسانها با خبر است .
سپس از اسرار درون انسان گذشته ، به سراغ كوچكترين موجودات جهان مىرود ؛ مىفرمايد : « خداوند از درون لانههاى تابستانى مورچگان ، و خانههاى زمستانى حشرات ، و آهنگ اندوهبار زنان غمديده ، و صداى آهستهء گامها آگاهى دارد » . ( و مصائف « 2 » الذّرّ ، و مشاتي « 3 » الهوامّ « 4 » ، و رجع الحنين « 5 » من المولهات « 6 » ، و همس « 7 » الأقدام ) .
تكيه بر خانههاى تابستانى مورچگان ، از اين نظر است كه در تابستان كانون پر جوش و خروشى است كه انسان را به ياد يك جامعهء فعّال و پر تلاش - كه با نظم و تدبير خاصّى اداره مىشود - مىاندازد و تكيه بر خانههاى زمستانى حشرات ، شايد از اين نظر است كه آنها در زمستان در خواب عميقى فرو مىروند و گاه چندين ماه طول مىكشد ، كه به « خواب زمستانى » معروف است ؛ خانههاى آنها در اين فصل ، شبيه گورستانى است خاموش ، در حالى كه در واقع مركز تجمع زندگان است .
تكيه بر نالههاى اندوهبار زنان غمديده و صداى آهستهء قدمها از اين نظر است
هامش
( 1 ) سورهء نحل ، آيهء 78 .
( 2 ) « مصائف » جمع « مصيف » به معناى اقامتگاه تابستانى است ؛ ( از مادّهء « صيف » به معناى تابستان ) .
( 3 ) « مشاتى » جمع « مشتى » به معناى اقامتگاه زمستانى است ( از مادّهء « شتاء » به معناى زمستان ) .
( 4 ) « هوام » جمع « هامّه » به معناى حشرات گزندهء خطرناك است و گاه به مطلق حشرات اطلاق مىشود .
( 5 ) « حنين » به معناى ناله است ( از مادّهء « حنان » به معناى نازك دلى گرفته شده است ) .
( 6 ) « مولهات » به معناى زنان غمگين است از مادّهء « وله » ( بر وزن فرح ) به معناى خوشحالى يا اندوه شديدى است كه عقل انسان را مىربايد .
( 7 ) « همس » ( بر وزن لمس ) به معناى صداى آهسته و پنهان است و گاه به صداى پاى برهنه اطلاق مىشود .