عقيدتى باشد - سرچشمهء انواع جنگها و جدالها و نابسامانىها خواهد بود و سرنوشت و سعادت انسان را تباه مىكند .
در توصيفات بعدى ، اشاره به عوامل درونى و رذايل اخلاقى كه سبب اختلاف مىگردد فرموده ، مىافزايد : « برخوردهاى بد ، آنان را از هم جدا نساخته . و حسادتهاى درونى آنان را از هم دور ننموده ؛ و عوامل شكّ و ترديد ، آنها را پراكنده نكرده ؛ و افكار متفّرقه ، جمع آنها را تقسيم ننموده است » . ( و لم يفرّقهم سوء التّقاطع ، و لا تولّاهم غلّ التّحاسد ، و لا تشعّبتهم مصارف الرّيب ، و لا اقتسمتهم أخياف « 1 » الهمم ) .
بىشك قسمت عمدهء عوامل اختلاف با دقّت در اين سخن كوتاه تبيين شده است :
اگر افراد نسبت به يكديگر برخورد خوب و مؤدّبانه داشته باشند و با سخنان محبّتآميز با هم برخورد كنند ، جلو بسيارى از اختلافات كه ناشى از سوء برخوردهاست ، گرفته مىشود و اگر نسبت به يكديگر در درون دل حسد نپرورانند ، عامل مهم ديگرى ريشهكن مىشود و اگر شك و ترديدها را در مسائل مختلف از خود دور سازند و با علم و آگاهى از مسائلى كه پيرامون آنها مىگذرد ، گام بردارند ، به يقين اختلافات كمتر مىشود .
و اگر اختلاف انديشهها و تفاوت ذوقها و سليقهها را تحمّل كنند باز هم جدايىها كاهش مىيابد ؛ چرا كه خداوند انسانها را گوناگون آفريده و اگر هر كدام بخواهند سليقهء خود را بر ديگرى تحميل كنند - به يقين - حتّى دو نفر هم نمىتواند با هم زندگى مشترك و بىدغدغهاى داشته باشند .
درست است كه فرشتگان داراى شهواتى كه ويژهء آدميان است ، نيستند ، و
هامش
( 1 ) « أخياف » از مادّهء « خيف » ، ( بر وزن هدف ) به معناى كسى است كه رنگ چشمهاى او با هم متفاوت باشد ، يكى آبى و ديگرى مشكى ؛ سپس به هر گونه اختلاف و تفاوت اطلاق شده است .