آرى ، آنها انگيزههاى اطاعت و بندگى را از سرچشمهاى مىگيرند كه فناناپذير است و آن سرچشمه ، همان خوف و رجاء در برابر پروردگار است كه نتيجهء معرفت و شناخت آنها نسبت به خداست ؛ اين عرفان ابدى و آن خوف و رجاء جاودانه ، همواره آنها را در اين مسير به راه مىاندازد .
لذا در جملهء بعد تأكيد مىكند كه : « هرگز اسباب خوف پروردگار ، از آنها قطع نشده تا در تلاش و كوشش خود سستى كنند » ( لم تنقطع أسباب الشّفقة منهم ، فينوا « 1 » في جدّهم ) .
سپس اين سخن را با جملهء ديگرى تكميل مىفرمايد و آن اينكه : « طمعها آنها را اسير چنگال خود نكرده ، تا سرعت سعى ( در امور دنيا ) را بر كوشش خود ( در كار آخرت و طاعت پروردگار ) مقدّم دارند » . ( و لم تاسيرهم الأطماع فيؤثروا و شيك « 2 » السّعي على اجتهادهم ) .
آرى ، آنچه انسان را در طريق بندگى حق سست مىكند اسارت در چنگال هوسها و طمعهاست كه نيروهاى خلّاق را به خود جذب كرده و از اطاعت خدا دور مىسازد .
در توصيفى ديگر دربارهء فرشتگان مىفرمايد : « آنها اعمال گذشتهء خود را بزرگ نشمردهاند كه اگر بزرگ مىشمردند اميدوارى ( بيش از حدّ ) آنها خوفشان را از بين مىبرد » .
( لم يستعظموا ما مضى من أعمالهم ، و لو استعظموا ذلك لنسخ الرّجاء منهم شفقات و جلهم ) .
اين ، درس ديگرى است براى همهء انسانها تا هميشه اعمال خويش را در پيشگاه
هامش
( 1 ) « ينوا » از مادّهء « ونى » ( بر وزن رمى ) به معناى ضعف و فتور و سستى است .
( 2 ) « وشيك » از مادّهء « و شك » ( بر وزن اشك ) به معناى سرعت گرفتن است .