باز در اينجا مىبينيم كه اين وصف الهى نيز ، از نامتناهى بودن ذات و صفات او سر چشمه مىگيرد ، آرى محور اصلى صفات او « بىپايان بودن ذات و صفات » اوست .
در هفتمين و هشتمين وصف از اوصاف الهى ، كه خطبه با بيان آن پايان مىگيرد ، مىفرمايد : « او كسى است كه در بلاها و ناكامىها و مشكلات ( همگان ) چشم اميد به او دوختهاند ، و در نعمتها از او بيم دارند ( اميد براى حل مشكل و بيم از بازستاندن نعمتها بر اثر كفران » ( المأمول مع النّقم ، المرهوب مع النّعم ) . در آيات قرآن مجيد نيز ، كرارا به اين مسايل اشاره شده است ، در يك جا مىفرمايد :
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً »
، به يقين با سختى آسانى است و به يقين با سختى آسانى است » « 1 » و در جاى ديگر مىفرمايد :
« أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً وَ هُمْ نائِمُونَ أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا ضُحًى وَ هُمْ يَلْعَبُونَ »
، آيا ساكنان آبادىها از اين ايمناند كه عذاب ما شبانه به سراغ آنها بيايد ، در حالى كه در خواب باشند و آيا اهل آبادىها از اين ايمناند كه عذاب ما هنگام روز ، به سراغشان بيايد در حالى كه سرگرم بازى هستند ؟ ! » . « 2 » آرى مشكلات هر چند سخت و پيچيده و خطرناك باشد ، باز حلّ آن ، در برابر لطف خدا ، ساده و آسان است و نعمتها هر چند گسترده و بىحساب باشد ، برچيدن آن در برابر ارادهء خدا مشكل نيست ، بنابراين ، نه در بلا و نقمت مىتوان مأيوس شد و نه در آسايش و نعمت مىتوان غافل ماند . به همين دليل مؤمنان راستين ، هميشه در ميان خوف و رجا - كه عامل اصلى تربيت انسانهاست - قرار دارند .
اين دو وصف نيز جلوهء ديگرى از بىپايان بودن ذات و صفات خداست ، از آنجا كه قدرتش بىپايان است ، حلّ هر مشكلى براى او آسان مىباشد و گرفتن نعمتها از كفران كنندگان براى او بسيار ساده است : با يك طوفان همه چيز به هم مىريزد و با يك زمين لرزه ، شهرها زير و رو مىگردد ! با يك بيمارى واگيردار و ناشناخته هزاران يا ميليونها انسان روانهء بستر مىشوند و با يك گرما و سرماى شديد ، ممكن است هزاران نفر در كام مرگ فرو روند !
هامش
( 1 ) سورهء « الم نشرح » ، آيات 5 - 6 .
( 2 ) سورهء اعراف ، آيات 97 - 98 .