ندارد ، اين دو وصف از نتايج حتمى آن محسوب مىشود . كسى كه فوق زمان و مكان است ، محلّى ندارد كه در آن حلول كند و به آن نيازمند باشد . به همين دليل دورى و نزديكى ، جدايى و بيگانگى دربارهء او تصوّر نمىشود ، تمام اين امور در اشيايى صدق مىكند كه محدود باشند ، در يك نقطه حلول مىكنند ، به چيزى نزديكند و از چيزى دورند ، ولى « ذات لا يتناهى خداوند » در همه جا حاضر ، به همه چيز نزديك است و در عين حال ، محلّ و مكانى ندارد . همانگونه كه در قرآن مجيد آمده است :
« وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ »
، هر جا باشيد او با شماست و خدا به آنچه انجام مىدهيد بيناست . « 1 » و نيز مىفرمايد :
« وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
و ما به او ( انسان ) از رگ قلبش نزديكتريم . ) « 2 » و همچنين مىفرمايد : ف
« لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ »
، مشرق و مغرب از آن خداست و به هر طرف رو كنيد ، خدا آنجاست ، خداوند بىنياز و داناست » . « 3 » روشن است اعتقاد به اين اوصاف كماليهء خداوند ، اثر تربيتى فوقالعادهى نيز دارد ، چرا كه انسان همه جا خود را با او مىبيند و تمام جهان هستى را محضر او مىشمارد و باور مىكند ، خدا در خلوت و جلوت ، با اوست و با اين حال شرم مىكند به سراغ نافرمانى و عصيان و گناه برود .
در بيان چهارمين و پنجمين اوصاف او ، مىفرمايد : « آفرينش موجودات ، در آغاز بر او سنگين نبوده ( و در ادامهء راه ) از تدبير آنچه ايجاد كرده ، بازنمانده ، و عجز و ناتوانى ، او را از آفرينش ( جديد ) باز نداشته است . » ( لم يؤده خلق ما ابتدأ ، و لا تدبير ماذرأ ، و لا وقف به عجز عمّا خلق ) .
در عبارت بالا ، به چند نكته اشاره شده است كه همهء آنها به قدرت بىپايان پروردگار باز مىگردد : نخست اينكه ، آفرينش موجودات در آغاز كار كه قدرت بيشترى را مىطلبد هرگز بر او سنگين نبوده ( توجّه داشته باشيد « لم يؤده » از مادّهء « أود » ( بر وزن عود ) به معناى سنگينى است ) ديگر اينكه ، در ادامهء راه ، ربوبيّت و
هامش
( 1 ) سورهء حديد ، آيهء 4 .
( 2 ) سورهء ق ، آيهء 16 .
( 3 ) سورهء بقره ، آيهء 115 .