و در آيهء ده سورهء « فاطر » مىخوانيم :
« مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً »
، كسى كه خواهان عزّت است ( بايد از خدا بخواهد ) چرا كه تمام عزّت براى خدا است » .
در سومين توصيف مىفرمايد : « هر قوىّاى غير او ضعيف است » و كلّ قوىّ غيره ضعيف .
چرا كه قوّت و قدرت در جهان مخلوقات ، يك امر نسبى است ، هر موجودى در مقايسه با موجودات پايينتر ، قوىّ و در برابر موجودات برتر ، ضعيف است و اين سلسله ادامه مىيابد تا به ذات پاك خدا برسد ، در آنجا قوّت و قدرت لا يتناهى است و قدرتى بالاتر از او تصوّر نمىشود كه با آن مقايسه شود . به همين دليل قوىترين انسانها ممكن است در مقابل يك موجود ناچيز ، مانند يك مگس يا پشه و يا حتّى يك ميكروب كه با چشم ديده نمىشود شكست بخورند و چنان بيمارى بر آنان مسلّط شود كه تمام پزشكان جهان از درمان آن عاجز بمانند ! بنابراين ، توصيف غير خدا به قدرت ، در حقيقت يك توصيف مجازى است و « قوىّ » به معناى حقيقى ، ذات پاك اوست .
در ذيل آيهء 165 سورهء بقره مىخوانيم :
« أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً »
، ( مشركان در قيامت خواهند دانست ) كه تمام قوّت از آن خداست ( و معبودهاى خيالى آنها هيچ قدرتى ندارد ) . » در چهارمين توصيف مىفرمايد : « هر مالكى غير او مملوك است ! » و كلّ مالك غيره مملوك زيرا مالكيّت حقيقى از خلقت و آفرينش سرچشمه مىگيرد ، كسى كه همهء موجودات را آفريده و نه تنها در آغاز وجود به او نيازمند بودهاند كه در بقا و ادامهء وجودشان نيز به او وابسته و نيازمندند ، مالك حقيقى است . به همين دليل مالكيّت دربارهء غير خدا ، نوعى اعتبار و مجاز است و به تعبيرى ديگر : اگر مالك چيزى شويم