سپس امام عليه السّلام در يك مقايسه ، ده صفت از اوصاف كمال و جمال او را با صفات مشابه در مخلوقات مقايسه كرده و بيگانگى صفات او را از صفات مخلوقات روشن مىسازد و نشان مىدهد كه حقيقت كمال ، تنها در ذات پاك اوست و در غير او - همه چيز - در حال نقصان است ! نخست مىفرمايد : « هر چه جز او به بيگانگى و وجدت توصيف شود ، كم ارزش است » ( كلّ مسمّى بالوحدة غيره قليل ) اين سخن اشاره به نكتهء بسيار لطيفى در باب توحيد صفات و ذات خداست ، زيرا وحدت دربارهء او حكايت از بىانتها بودن ذات و صفاتش مىكند ، وحدت در آنجا به معناى بىنظير بودن و نامحدود بودن است در حالى كه وحدت ، در مورد مخلوقات ، وحدت عددى است و در جايى گفته مىشود كه در برابر آن كثرتى باشد و طبعا چنين وحدتى حكايت از قلّت مىكند ، در حالى كه وحدت در ذات پاك او ، حاكى از وسعت بىمانند وجود اوست ، كه همه جا و در هر زمان بوده و هست و در عين حال زمان و مكانى ندارد . اين همان است كه در بالا به آن اشاره شد كه اوصاف ، هنگامى كه به ذات خدا مىرسد ، رنگ ديگرى مىگيرد ، وحدتى كه همه جا نشانهء كمبود است در آنجا به معناى وسعت بىنظير است .
در « توحيد صدوق » آمده است كه : « مرد عربى روز جنگ جمل برخاست و عرض كرد : اى امير مؤمنان ! آيا تو مىگويى خداوند واحد است ؟ مردم از هر سو به او حمله كردند و به او گفتند اى مرد عرب ! اينجا جاى اين سؤالات است ؟ ( هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد ) امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : او را رها كنيد ! مطلبى را كه اين مرد عرب مىخواهد همان چيزى است كه ما از دشمنان در اين ميدان مىخواهيم ( اشاره به اينكه ما در طريق همين معارف پيكار مىكنيم ) » .
سپس فرمود :
« يا أعرابىّ إنّ القول في أنّ اللّه واحد على أربعة أقسام : فوجهان منها لا يجوز على اللّه عزّ و جلّ ، و وجهان يثبتان فيه
، اى اعرابى ! اينكه گفته مىشود خداوند
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٠