ديگر اينكه : بعد از پيامبر به عمل اوصياى او نيز اقتدار نمىكنند .
سوم اينكه : ايمان به غيب ندارند .
در اينكه منظور از « ايمان به غيب » چيست ؟ در ميان « مفسّران قرآن » و « نهج البلاغه » گفتگو است . بعضى غيب را اشاره به ذات پاك خداوند مىدانند و برخى اشاره به قيامت و بعضى اشاره به متشابهات قرآن مىدانند ( چون از افكار مردم ، غايب است ) ولى برخى براى آن معناى گستردهاى قايل هستند و مىگويند : غيب ، تمام امورى است كه از دائرهء حسّ انسان بيرون است . بنابراين ، تمام معانى گذشته در آن درج است . معناى اخير از همه مناسبتر به نظر مىرسد .
چهارم اينكه : آنها خود را از عيوب بر كنار نمىدارند و به تعبير ديگر : چون ملكهء عفاف ( همان حالتى كه بازدارندهء از گناهان است ) در آنان وجود ندارد ، به آسانى آلودهء هر گناهى مىشوند و به اين ترتيب ، هم بناى ايمان آنها ويران است و هم اعمالشان خراب . بديهى است تزلزل ايمان باعث آلودگى در عمل مىشود ، همان گونه كه آلودگى در عمل ، مبانى ايمان را متزلزل مىكند .
سپس در پنجمين و ششمين اوصاف آنها مىافزايد : « آنها پيوسته در درون شبهات عمل مىكنند و در مسير شهوات گام برمىدارند ! » ( يعملون في الشّبهات ، و يسيرون في الشّهوات ) .
تعبير به « في الشّبهات » اشاره به نكتهء لطيفى است و آن اينكه : آنها اعمال خلاف خود را در درون مجموعهاى از شبهات پنهان مىكنند ، تا مردم از خلافكارى آنان باخبر نشوند . آنها كمتر سراغ محكمات قرآن و احاديث مىروند ، بلكه به عكس سراغ متشابهات را مىگيرند ، در موضوعات خارجيّه نيز از موضوعات روشن ، دورى مىكنند و به سراغ موضوع مشتبه مىروند ، چرا كه تنها در اين دايره است كه مىتوانند به اعمال نادرست خود لباس مشروعيّت بپوشانند .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 611
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦١١