پيشوايان الهى است و يا همچون « خوارج » مىشوند كه به پندار خود غرق عبادت خالص بودند و در طريق نجات ، گام برمىداشتند ، در حالى كه بديهىترين مسائل اسلامى و انسانى را كه نياز جامعهء بشرى به حكومت بود ، انكار مىكردند !
نكته
خودكامگان گمراه !
كرارا در احاديث خواندهايم كه هواپرستى ، انسان را از حق باز مىدارد . اين معنا به صورت جامعى در خطبهء بالا در فراز اخير منعكس شده است ، آنها كه مسيرشان از درون شهوات مىگذرد ، نه « معروف » خدا را « معروف » مىشمرند و نه « منكر » را « منكر » ، پيرو دليل عقل نيستند ، آنچه هماهنگ با تمايلات نفسانى آنهاست « معروف » است و آنچه مخالف با آن است « منكر » مىباشد ، اين گونه افراد هنگامى كه گرفتار مسائل پيچيده شوند ، به جاى اينكه از عقل و خرد قوىترى كمك بگيرند و از آن بالاتر ، به آيات الهى و سخنان پيشوايان ، پناه ببرند و مشكلات خود را از اين طريق حل كنند ، باز به سراغ فكر گناه آلود و منحطّ خودشان مىروند . و عجب اينكه اين گونه افراد يكديگر را نيز قبول ندارند ، هر كدام امام و پيشواى خويشاند و هر كدام مرجع و مقتداى خود ! بديهى است پيمودن اين راه ، نتيجهاى جز سرگردانى در بيراههها و سقوط در پرتگاهها نخواهد داشت و از همه بدتر اينكه در عين گمراهى ، خود را اهل هدايت و نجات مىپندارند .
همان گونه كه قرآن مىفرمايد :
« قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً »
آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين ( مردم ) در كارها ، چه كسانى هستند ؟ آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم ( و نابود ) شده ، با اين حال ، مىپندارند كار نيك انجام مىدهند » . « 1 »
هامش
( 1 ) سورهء كهف ، آيهء 103 - 104 .