في المعضلات « 1 » إلى أنفسهم ، و تعويلهم في المهمّات على آرائهم ) .
اين بدبختىها در حقيقت از آنجا ناشى مىشود كه در گام اوّل ، پيروى از وحى و سنّت پيامبر و معصومين را رها كردند ، به همين دليل ، هر قدر پيش مىروند فاصله و انحراف آنان از حق بيشتر مىشود ، تا آنجا كه فكر ناقص آنها و عقل ناتوان و دانش بسيار كم و اشتباهات فراوان آنها ، پناهگاهشان براى حل مشكلات است و اين امر كار آنها را روز به روز پيچيدهتر و گمراهى آنان را شديدتر مىسازد .
در يك نتيجهگيرى روشن از ويژگىهايى كه اخيرا گفته شد ، چنين مىفرمايد :
« گويى هر كدام از آنها امام خويشتناند كه به دستگيرههاى مطمئن و اسباب محكمى - به پندار خود - چنگ زدهاند » ( در حالى كه افكارى سستتر از تار عنكبوت دارند ، )
« وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ »
« 2 » . ( كأنّ كلّ امرىء منهم إمام نفسه ، قد أخذ منها فيما يرى بعرى « 3 » ثقات ، و أسباب محكمات ) .
آرى ، اين است سرانجام كسانى كه در اختلافات فكرى و عقيدتى و تشخيص حق از باطل و صراط مستقيم از راه خطا ، معيارهاى روشن الهى را رها كرده و به فكر قاصر و آراى باطل خود ، پناه بردهاند و اينجاست كه مىبينيم بعضى سر از شرك و بتپرستى در آورده ، به گونهاى كه براى خدا « جسم » قائل شدهاند و براى او دست و پا و موهاى مجعّد و مركب و تشكيلات ديگر ، و گاه در آن طرف قضيه قرار گرفته و در صفات خدا قيل به « تعطيل » شدهاند ، به اين معنا كه ما را نمىرسد دربارهء او بينديشيم و دربارهء او صحبت كنيم ، ما چيزى از آن نمىدانيم . آن تشبيه كودكانه و اين تعطيل احمقانه ، همه زاييدهء تكيه كردن بر آراى ناقص و ترك هدايتهاى
هامش
( 1 ) « معضلات » جمع « معضله » از مادّهء « إعضال » به معناى پيچيده و سخت شدن كارى است . اين لغت گاه به صورت اسم فاعل و گاه به صورت اسم مفعول خوانده مىشود و هر دو صحيح است .
( 2 ) سورهء عنكبوت ، آيهء 41 .
( 3 ) « عرى » جمع « عروه » به معناى دستگيره است . اين واژه در امور معنوى كه سبب نجات است نيز به كار مىرود .