حيوان ، لا يعرف باب الهدى فيتّبعه ، و لا باب العمى فيصدّ عنه ، و ذلك ميّت الأحياء ! ) .
تعبيرى از اين گوياتر و شفّافتر دربارهء اين عالمان گمراه و اغواگر پيدا نمىشود .
آرى ، واقعا چهرهء انسان ، بلكه انسانهاى كامل و آگاه و پاكدامن به خود گرفتهاند ، در حالى كه تمام وجودشان در جهل مركّب غوطهور است و اگر روزى به فكر هدايت بيفتند ، بر اثر آلودگى به جهل و گناه ، نه راه هدايت را مىيابند كه در آن گام نهند و نه طريق ضلالت را مىشناسند كه از آن باز ايستند . آرى ، آنها در صف زندگان قرار دارند ، حالى آنكه آثار حيات انسانى در وجود آنها مرده است ! نه طراوتى ، نه برگى ، نه گلى و نه سايهاى دارند ! در واقع آنها مصداق اين آيهء شريفهاند كه مىفرمايد :
« إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ »
، مسلّما تو نمىتوانى سخنت را به گوش مردگان برسانى و نمىتوانى كران را هنگامى كه روى برمىگردانند و پشت مىكنند فراخوانى » . « 1 » يا آيهء ديگر ، كه مىگويد :
« وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ »
؛ به يقين گروه بسيارى از جن و انس را ، براى دوزخ آفريديم ، آنها دلها [ عقلها ] يى دارند كه با آن ( انديشه نمىكنند ، و ) نمىفهمند ، و چشمانى كه با آن نمىبينند ، و گوشهايى كه با آن نمىشنوند ، آنها همچون چهارپايانند ، بلكه گمراهتر ! اينان همان غافلانند ! ( چرا كه با داشتن همه گونه امكانات هدايت ، باز هم گمراهند ) « 2 » » .
هامش
( 1 ) سورهء نمل ، آيهء 80 .
( 2 ) سورهء اعراف ، آيهء 179 .