مىدهند - علاقهمند به خود مىسازد و بر حمايت و آراى آنها تكيه مىكند .
به تعبير ديگر : در هر جامعهاى گروه عظيمى هستند كه مىخواهند ظاهرا ديندار باشند ، ولى در باطن آزاد ، دنبال كسى مىگردند كه گناهان بزرگ را كوچك بشمرد و در مسألهء ديندارى ، تنها به تشريفات و پوستهها قناعت كند . اينجاست كه عالم نمايان فريبكار ، با درك اين معنا به سراغ بهرهبردارى از آن گروه مىروند .
در ششمين وصف مىفرمايد : « ( اين عالمنماى گمراه ) ادّعا مىكند كه من از شبهات اجتناب مىورزيم ، در حالى كه در آن غوطهور است » ( يقول : أقف عند الشّبهات ، و فيها وقع ) .
اين ريا كار شيّاد ، در برابر تودهء مردم چنان ابراز تقوا و پاكى مىكند كه مىگويد :
« نه تنها از حرام پرهيز دارم ، كه از شبهات نيز بيزارم » ، در حالى كه زندگى او مملوّ از شبهات و فراتر از آن ، محرّمات آشكار است .
گاه در تفسير اين جمله گفته مىشود كه گرفتارى او در ظلمات شبهات ، به خاطر جهل و نادانى اوست ، جاهلان پر ادّعا غالبا گرفتار جهل مركّب مىشوند ، گمراهى خود را هدايت و آلودگى خويش را تقوا مىپندارند . بديهى است كه جاهلان شيّاد هر دو وصف را دارند . جمع ميان اين دو در تفسير جملهء بالا ، بىمانع است ( زيرا استعمال لفظ در اكثر از معنا اشكالى ندارد ) .
« شبهات » به امورى گفته مىشود كه به طور دقيق شناخته شده نيست ، آيا حرام است يا حلال ؟ و به تعبيرى كه در روايت نبوى آمده است :
« حلال بيّن ، و حرام بيّن ، و شبهات بين ذلك
، بعضى از امور آشكارا حلال ، و بعضى از امور آشكارا حرام است ، و شبهات ، در ميان اين دو قرار دارد ( و در واقع ، شبهات مرز گناهان است ) » . « 1 » به همين دليل ، كسانى كه مىخواهند از گناه در امان بمانند ، بايد به اين مرز ،
هامش
( 1 ) كافى ، جلد 1 ، صفحهء 68 .