درست بر خلاف عالم مخلصى كه اوصاف او در فراز قبل از اين خطبه آمده بود ، كه تمام وجودش تسليم قرآن بود و زمام اختيار خود را به آن سپرده و در سايهء آن حركت مىكرد ، خواست او خواست قرآن و ارادهء او تابع آيات حق بود . در واقع براى شناخت عالمان مخلص ، از عالمنماهاى حيلهگر و فريبكار ، نشانهاى بهتر از اين نيست . آن كس كه « قرآن را پيشواى خود قرار داده » در صف « علماى مخلص » است و آن كس كه « خود را پيشواى قرآن قرار مىدهد » و سعى دارد با « تفسير به رأى » و توجيهات باطل ، قرآن را برخواستههاى دل خويش تطبيق دهد ، « عالم نمايى » است خطرناك و فريبكار .
در حديث معروف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم :
« من فسّر القرآن برأيه فليتبوّء مقعده من النّار
، كسى كه قرآن را مطابق ميل خود تفسير كند ، جايگايش را از آتش برگزيند » « 1 » .
در حديث ديگرى آمده است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از خداوند متعال چنين نقل مىكند :
« ما آمن بي من فسّر برأيه كلامي
، كسى كه قرآن را مطابق ميل خود تفسير كند ، به من ايمان نياورده است » « 2 » .
دليل آن هم روشن است ، كسى كه عقيده به خدا دارد ، مىداند حق همان است كه خدا بيان كرده و اگر او خلاف آن را حق مىداند ، در خطا و اشتباه است .
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السّلام آمده است :
« من فسّر برأيه آية من كتاب اللّه فقد كفر
، كسى كه يك آيه از قرآن را به ميل خود تفسير كند ، كافر شده است » « 3 » .
در پنجمين وصف مىفرمايد : « او مردم را در برابر گناهان بزرگ ، ايمنى مىبخشد و جرايم سنگين را در نظرها سبك جلوه مىدهد » ( يؤمن النّاس من العظائم و يهوّن كبير الجرائم ) .
به اين وسيله افراد گنهكار و بىبند و بار را - كه گاهى اكثريّت جوامع را تشكيل
هامش
( 1 ) عوالى اللئالى ، جلد 4 ، صفحهء 104 .
( 2 ) بحارالانوار ، جلد 89 ، صفحهء 107 ، حديث 1 .
( 3 ) تفسير برهان ، جلد 1 ، صفحهء 19 .