را در طريق علم و دانش صرف كند ، در اين مسير انحرافى به كار مىگيرد و اين بزرگترين بدبختى اوست .
تفاوت ميان « جهائل » و « أضاليل » ، شايد از اين نظر است كه « جهائل » ( جمع جهالة ) به معناى جهل مركّب است ، يعنى در عين اينكه جاهل است ، از جهل خويش آگاه نيست ( و نمىداند كه نمىداند ! ) ولى « أضاليل » ( جمع أضلولة ) به معناى امور گمراهكنندهاى است كه آگاهانه به سراغ آن مىرود .
در سومين وصف ، مىافزايد : « او دامهايى از طنابهاى فريب و گفتههاى باطل بر سر راه مردم نصب كرده است ( تا از اين طريق ، صيدهاى خود را به دام افكند ) . » ( و نصب للنّاس أشراكا « 1 » من حبائل غرور ، و قول زور ) .
چه تعبير زيبايى ! آرى او همانند صيّادى كه دانه مىپاشد و پرندگان و حيوانات ناآگاه را اسير و گرفتار مىكند و آنها را مىفروشد و يا از گوشت آنها تغذيه مىكند ، همين بلا را بر سر مردم سادهلوح مىآورد و تنور منابع مادّى خويش را ، از اين طريق داغ مىكند .
اين موضوع ، مصداقهاى زيادى در طول تاريخ و در هر عصر و زمان داشته است كه با دام دين ، افراد را فريب دادهاند ، همان گونه كه على عليه السّلام در خبرى دربارهء « عبد اللّه بن زبير » مىفرمايد :
« ينصب حبالة الدّين لإصطياد الدّنيا
، او دين خدا را دام كرده ، تا دنيا را صيد كند . » « 2 » ( امام اين سخن را زمانى فرمود ، كه هنوز ماهيّت عبداللّه بن زبير كاملا آشكار نشده بود ) .
در چهارمين وصف مىفرمايد : « ( اين عالمنماى گمراه ) قرآن را بر اميال و خواستههاى خود ، تطبيق داده و حق را مطابق هوسهاى خويش تفسير كرده است » ( قد حمل الكتاب على آرائه ، و عطف الحقّ على أهوائه ) .
هامش
( 1 ) « أشراك » جمع « شرك » ( بر وزن نمك ) به معناى دام صيّادى است .
( 2 ) الكنى و الالقاب ، جلد 1 ، صفحهء 294 .