بخش سوم
فاتّقى عبد ربّه ، نصح نفسه ، و قدّم توبته ، و غلب شهوته ، فإنّ أجله مستور عنه ، و أمله خادع له ، و الشّيطان موكّل به ، يزيّن له المعصية ليركبها ، و يمنّيه التّوبة ليسوّفها ، إذا هجمت منيّته عليه أغفل ما يكون عنها ، فيا لها حسرة على كلّ ذي غفلة أن يكون عمره عليه حجّة ، و أن تؤدّيه أيّامه إلى الشّقوة ! نسأل اللّه سبحانه أن يجعلنا و إيّاكم ممّن لا تبطره نعمة و لا تقصّر [ تقتصروا ] به عن طاعة ربّه غاية ، و لا تحلّ به بعد الموت ندامة و لا كابة .
ترجمه
بنده بايد از پروردگارش بترسد ! خويشتن را اندرز دهد ، توبه را مقدّم دارد ، و بر شهوات خود چيره شود ، زيرا مرگ او ، از نظرش پنهان است و آرزويش او را فريب مىدهد ، شيطان همواره مراقب اوست و گناه را در نظرش جلوه مىدهد ، تا مرتكب شود ، و او را در آرزوى توبه نگه مىدارد ، تا آن را به تأخير اندازد و هنگامى كه مرگ بر او هجوم مىآورد در غافلترين حالت باشد ! اى واى بر انسان غافلى كه عمرش حجتى بر ضدّ اوست ! ( و در قيامت گواهى مىدهد كه همهء امكانات در اختيار او بود امّا از آن بهره نگرفت ) و واى به حال انسانى كه روزگارش ( كه بايد سرچشمهء سعادت او شود ) او را به شقاوت كشاند ! از خداوند سبحان مىخواهيم كه ما و شما را از كسانى قرار دهد كه هيچ نعمتى آنان را مست و مغرور نمىسازد و هيچ هدفى آنها را