بر او هجوم مىآورد در غافلترين حالت باشد ! » ( فإنّ أجله مستور عنه ، و أمله خادع له ، و الشّيطان موكّل به ، يزيّن له المعصية ليركبها ، و يمنّيه التّوبة ليسوّفها « 1 » ، إذا هجمت منيّته عليه أغفل ما يكون عنها ) .
با توجّه به اينكه « أغفل ما يكون عنها » در مقام بيان حال است ، مجموع جمله چنين معنا مىدهد كه : « هنگام هجوم مرگ ، چنين انسانى كه اسير شهوات ، آرزوها و شيطان است ، در غافلترين حالات به سر مىبرد ، و هنگامى چشم باز مىكند كه كار از كار گذشته است و در آغوش اجل قرار گرفته است . » اين احتمال نيز وجود دارد كه « اذا » معناى شرطيّت نداشته باشد و « اذا » ى « مفاجات » باشد و آنگاه مفهوم جمله چنين مىشود : « ناگهان مرگ او فرا مىرسد ، در حالى كه در غافلترين حالات است » البتّه نتيجهء هر دو تعبير يكى است و آن فرا رسيدن مرگ ، بدون هيچ گونه آمادگى است .
در ادامهء اين سخن امام عليه السّلام مىفرمايد : « اى واى بر انسان غافلى كه عمرش دليلى بر ضدّ او است ( و در قيامت گواهى مىدهد كه همهء امكانات در اختيار او بود امّا از آن بهره نگرفت ) و واى به حال انسانى كه روزگارش ( كه بايد سرچشمه سعادت او شود ) او را به شقاوت كشاند ! » ( فيا لها حسرة على كلّ ذي غفلة أن يكون عمره عليه حجّة ، و أن تؤدّيه أيّامه إلى الشّقوة ! ) آرى سرمايهاى عظيمتر و پر بركتتر از ساعات و ايّام عمر انسان وجود ندارد ، سرمايهاى است كه گاه بهرهگيرى از يك ساعت آن ، مىتواند انسان را از پستترين حالات به اوج عظمت برساند و همچون « حرّ بن يزيد رياحى » از صفت اشقيا درآيد و در صفوف بهترين صالحان و شهيدان جاى گيرد ، يا اينكه در لحظهاى ، ضربهاى بر
هامش
( 1 ) « يسوّفها » از مادّهء « تسويف » به معناى امروز فردا كردن و تأخير انداختن كارى است و در اصل از جملهء « سوف افعال كذا » ( به زودى اين كار را انجام مىدهم ) گرفته شده است .