در اين جملههاى كوتاه و پر معنا از يك سو ، اشاره به اهميّت تفكّر و نظر در جهان هستى و مسايل زندگى مىكند كه سبب بصيرت كامل و معرفة اللّه مىشود و از سوى ديگر ، اشاره به تداوم ياد خدا مىنمايد ، كه سبب احياى قلوب و آرامش دلهاست :
« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
« 1 » سپس اشاره به سيراب شدن از سرچشمهء وحى و كلمات پربار معصومين مىكند كه به لطف الهى در اختيار بندگان قرار گرفته و اولياء اللّه بىدغدغه و بدون ترديد از اين شراب طهور ، سيراب مىشوند و لا جرعه آن را سر مىكشند و سرانجام در جادّهاى كه مستقيم و استوار است ، گام مىنهند و به سوى قرب الهى و معرفت محبوب پيش مىروند و « در مكتب حقايق و پيش اديب عشق » همچنان درس مىآموزند « تا كيمياى سعادت را بيابند و زر شوند » و به گفته شاعر :
وجه خدا اگر شودت منظر نظر * زين پس شكى نماند كه صاحب نظر شوى !
گر نور عشق حقّ به دل و جانت اوفتد * باللّه كز آفتاب فلك خوبتر شوى !
سپس امام عليه السّلام در شش وصف ديگر ، به برنامههاى خودسازى اين بندگان مخلص پرداخته و نتايج درخشان آن را نيز شرح مىدهد ، مىفرمايد : « ( اين بندهء مخلص خدا ) جامهء شهوات را از تن بيرون كرده و از تمام همّ و غمها - جز يك اندوه - خود را تهى ساخته و تنها به آن مىانديشد ( همّ و غم او تنها وصال محبوب و قرب پروردگار
هامش
( 1 ) سورهء رعد ، آيهء 28 .