روز مرگ ، يا روز رستاخيز ، كه از هولناكترين روزها است ، براى آنان به اندازهاى دلپذير است كه همچون روزى است كه ميهمان شايستهاى در سراى ميزبان كريمى وارد مىشود . گويى مقام آنها همچون مقام شهدا است كه ميهمان خدا هستند و از خوان احسان او ، روزى مىگيرند .
« بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »
« 1 » .
سپس به صفات ديگرى از اين بندهء محبوب الهى اشاره كرده ، مىافزايد : « او دور را براى خود نزديك و سختى را آسان نموده است » ( فقرّب على نفسه البعيد ، و هوّن الشّديد ) اشاره به اين كه ، پايان عمر و قيامت را كه بسيارى دور مىپندارند ، نزديك مىبيند و به همين دليل ، تحمّل شدايد و سختىهاى اطاعت و ترك گناه در اين راه براى او آسان مىشود .
در ادامهء اين سخن ، به پنج نكتهء ديگر ، كه هر كدام حاوى وصفى از اوصاف اين بندگان مخلص و عارف است اشاره كرده ، مىفرمايد : « او ( با ديدهء حق بين ) نگاه كرده و ( حقايق هستى و عظمت پروردگار را در همهء جاى جهان ) ديده است . به ياد خدا بوده و به همين دليل ، اعمال نيك فراوان بجا آورده است ، و از آب گواراى كه به آسانى ( با امدادهاى الهى ) در اختيارش قرار گرفته ، سيراب گشته و يكباره آن را سركشيده است ، و راه هموار و مستقيمى را ( كه خدا به او نشان داده ) پيموده است » . ( نظر فأبصر ، و ذكر فاستكثر ، و ارتوى « 2 » من عذب فرات « 3 » سهّلت له موارده ، فشرب نهلا « 4 » ، و سلك سبيلا جددا « 5 » ) .
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران ، آيهء 169 .
( 2 ) « ارتوى » از مادّهء « رىّ » ( بر وزن طىّ ) به معناى سيراب شدن است .
( 3 ) « فرات » به معناى آب گوارا ، يا بسيار گوارا است .
( 4 ) « نهل » به معناى نخستين نوشيدن است ، زيرا معمول عرب اين بوده كه شتر را يك بار به آبگاه مىآورده و هنگامى كه سيراب مىشده است ، به محلّ خود باز مىگردانده ، بار ديگر آن را به آبگاه مىآورده و نوشيدن دوّم را « علل » مىناميده ، سپس آن را به چراگاه مىبرده است . اين واژه ( نهل ) به هنگامى كه نوشيدنى را يك باره سر بكشند نيز ، به كار مىرود ، چون تمام آن ، به اصطلاح « شرب اوّل » است .
( 5 ) « جدد » از مادّهء « جدّ » به معناى قطع كردن و نيز پيمودن زمينهاى صاف و محكم است و « جدد » و « جادّه » به راه صاف و محكمى گفته مىشود كه پاى انسان در آن فرو نمىرود ، و « لباس جديد » به لباس نوى گفته مىشود كه تازه آن را بريدهاند و دوختهاند و از آنجا كه موجودات با عظمت ، از ديگر موجودات ممتاز و جدايند ، اين واژه به معناى عظمت نيز آمده است و پدر بزرگ را به همين جهت « جدّ » مىگويند .