آن علاقه داشتهاند ، جدا مىشوند و در جايى كه هميشه از آن وحشت داشتهاند ، سكونت اختيار مىكنند و از همه ناراحت كنندهتر اينكه ، پرونده اعمال آنها به كلّى بسته مىشود : نه چيزى مىتوانند بر حسناتشان بيفزايند و نه چيزى از سيّئاتشان كم كنند . « 1 » به راستى ، هم لحظهء تولّد و ورود در دنيا ، عبرتانگيز است و هم لحظهء خروج از دنيا ! هر دو بىاختيار انجام مىشود و در هر دو حال ، دست انسان از همه چيز خالى است و اگر انسان همه روز كمى به اين دو بينديشد به يقين در فاصلهء آن دو ، گرفتار غرور و طغيان و نسيان و فراموشى نخواهد شد .
در يكى از اشعار منسوب به اميرمؤمنان على عليه السّلام نكتهء بسيار لطيفى ديده مىشود ، مىفرمايد :
و في قبض كفّ الطّفل عند ولادة * دليل على الحرص المركّب في الحيّ
و في بسطها عند الممات مواعظ * ألا فانظروني قد خرجت بلا شيء
شاعر توانمند معاصر ، شهريار در ترجمهء اشعار فوق چنين سروده است :
با مشت بسته چشم گشودى در اين جهان * يعنى به غير حرص و غضب نيست حاليم !
با مشت باز هم روى آخر به زير خاك * يعنى ببين كه مىروم و دست خاليم !
2 - سؤال قبر چيست ؟ !
در اين بخش از خطبهء بالا ، اشارهء روشنى به مسألهء سؤال قبر آمده است كه هم در روايات اسلامى بازتاب گستردهاى دارد و هم در كلمات علماى عقايد .
هامش
( 1 ) اقتباس از خطبه 188 ، كه شرح آن به خواست خدا در آينده خواهد آمد .