دوش مىگيرند ، امّا به كجا مىبرند ؟ به جايى كه هميشه از آن وحشت داشت و حتّى نام آن را بر زبان جارى نمىكرد و اگر از كنارش مىگذشت ، صورت برمىگرداند ، جايى كه رابطهء او را به طور كامل ، از مردم اين جهان قطع مىكند و خانهاى وحشتناك و فراموش شده است .
در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « اين وضع همچنان ادامه مىيابد تا تشييع كنندگان ( با سپردن جنازهء او به آرامگاه ابديش ) بازگردند و گريه كنندگان بىتاب ، خاموش شوند ( و او را تنها بگذارند ) ، در آن حفره گورش مىنشانند ( و از او سؤال مىكنند ) در حالى كه از ترس و تحيّر در برابر سؤال و لغزش در آزمون ، آهسته سخن مىگويد ! » حتّى إذا انصرف المشيّع ، و رجع المتفجّع ، أقعد في حفرته نجيّا لبهتة « 1 » السّؤال ، و عثرة الإمتحان ) .
آرى ، همراهى بازماندگان و سوگواران بسيار كوتاه است ! به مجرّد اين كه او را به قبرش بسپارند ، همگى با او وداع گفته و باز مىگردند و تنهاى تنهايش ، مىگذارند .
اشكهاى چشمشان را پاك مىكنند و نالههايشان خاموش مىشود و بىتابى ، جاى خود را به آرامش مىدهد و به تدريج او را به فراموشى مىسپارند ، در حالى كه او سختترين لحظات را طى مىكند ، بايد خود را آمادهء پاسخ پرسشهاى فرشتگان الهى كند ، پرسشهايى كه گرچه پاسخش روشن است ، امّا اظهار آن پاسخ ، نياز به آمادگى روحى و اعتقادى و عملى دارد و از قدرت بسيارى از مردم بيرون است و همين جا است كه لغزش امتحان ، آشكار مىشود .
در حقيقت جمله « أقعد في حفرته نجيّا » اشارهء روشنى به سؤال و جواب قبر دارد كه در بحث نكات ، به طور مشروح خواهد آمد و تعبير به « نجيّا » كه از مادّهء « نجوى » به معناى سخنان آهسته ، گرفته شده ، يا اشاره به مناجات با پروردگار است ، كه در
هامش
( 1 ) « بهته » از مادّهء « بهت » به معناى حيرت آميخته با وحشت است .