مرحوم « علّامهء مجلسى » مىگويد : مشهور در ميان متكلّمان اماميّه اين است كه سؤال قبر جنبهء عمومى ندارد ، بلكه مربوط به كسانى است كه در درجات بالاى ايمان ، يا كفر قرار داشته باشند ، ولى مستضعفين و كودكان و ديوانگان سؤال قبر ندارند .
مرحوم « علّامهء خويى » بعد از نقل اين كلام مىگويد : « اخبار متعدّدى در كتاب « كافى » و غير آن وارد شده ، كه گواهى بر اين معنا مىدهد . « 1 » » در اينجا يك پرسش باقى مىماند : آيا سؤال قبر از اين بدن جسمانى خواهد بود و پاسخ نيز از سوى همين بدن داده مىشود ؟ يا اين كه پرسش و پاسخ از روح انسان در عالم برزخ است ، كه در كنار بدن قرار مىگيرد ؟ و به تعبير ديگر : سؤال از روح ، در قالب مثالى است ، يا از همين جسم مادّى عنصرى ؟
در اينجا نظرهاى گوناگونى بيان شده ، بعضى معتقدند روح به طور موقّت ، به جسم باز مىگردد ( البته نه به طور كامل بلكه به مقدارى كه قادر به پاسخ سؤال باشد ) و از سوى فرشتگان خدا ، مورد سؤال قرار مىگيرد و پاسخ مىگويد .
ولى مرحوم « علّامه مجلسى » در تحقيقى كه پيرامون احاديث اين باب دارد ، در يكى از سخنانش چنين مىگويد : « المراد بالقبر في أكثر الأخبار ما يكون الرّوح فيه في عالم البرزخ ، مراد به قبر در اكثر اخبار ، چيزى است كه روح در آن در عالم برزخ قرار دارد ( يعنى قالب مثالى نه اين جسم مادّى عنصرى ) » سپس مىافزايد : « اين در صورتى است كه ما روح را مجرّد از مادّه بدانيم ، ولى اگر براى روح نوعى جسم لطيف قايل شويم ، بدون نياز به قالب مثالى ، مسأله سؤال و جواب قبر ، حل مىشود » . « 2 » از اينجا پاسخ شبههاى كه بعضى از ناآگاهان مطرح مىكنند كه ، ما اگر دهان مردگان را علامتگذارى كنيم و بعد از گذشتن يكى دو روز ، قبر را بشكافيم ، هيچ
هامش
( 1 ) منهاج البراعه ، جلد 6 ، صفحهء 42 .
( 2 ) بحار الانوار ، جلد 6 ، صفحهء 271 .