تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
آن لحظهء حسّاس ، دست به دامان لطف او مىزند ، و يا سخن گفتن آهسته است ، از ترس عدم توانايى بر پاسخ به سؤالات و مردود شدن در اين امتحان بزرگ .

نكته‌ها

1 - لحظات عبرت‌انگيز وداع زندگان با مردگان !

هنگامى كه انسان چشم از اين جهان مىپوشد ، وضع او به كلّى دگرگون مىشود . تا آن لحظه كه زنده بود ، همگام و همرنگ با محيط و ساير زندگان بود ، امّا اكنون حسابش به كلّى جدا شده ، بايد هر چه زودتر اين موجود ناهمرنگ ، از ميان جمع خارج شود و به آنجا كه رابطه‌اش با جامعه انسانى به كلّى قطع مىگردد ، سپرده شود . لحظاتى است بسيار عبرت‌انگيز ! نه از خود اراده‌اى دارد ، نه چيزى با خود مىبرد ، نه كسى مىتواند براى او كارى انجام دهد ، نه ناله‌ها و فريادها و گريه‌ها سودى براى او دارد و نه نزديكترين دوستان ، كارى از دستشان ساخته است . جنازهء او را به سرعت برمىدارند و دور مىكنند و در گورى سرد و خاموش ، زير خروارها خاك ، پنهان مىسازند . تنها چيزى كه در ظاهر همراه او مىفرستند ، همان چند قطعه پارچه بسيار كم ارزش و ندوخته است كه آخرين لباس او را تشكيل مىدهد . نه از تخت و تاج شاهى خبرى است ، و نه از زر و زيورها ، و نه از كاخ‌ها و قصرها ! اينجاست كه امير مؤمنان على عليه السّلام همانند بسيارى از پيشوايان بزرگ اسلام ، توصيه مىكند كه براى مهار زدن نفس طغيانگر ، به ياد اين لحظات بيفتيد و بسيار از آن ياد كنيد ! چگونه از چيزى غافل مىشويد كه او از شما غافل نمىشود ؟ و مىفرمايد : بهترين واعظ براى شما ، همين جسم بىجان مردگانى است ، كه هر روز بر دوش زندگان به سوى آرامگاه جاويدان مىروند ، از سراى « مألوف » كه پيوسته به