شرح و تفسير
حوادث بعد از مرگ
در اين بخش از خطبه ، امام عليه السّلام به سرنوشت بسيار عبرتانگيز انسان بعد از مرگ اشاره مىكند و بحثى كه در بخش قبل دربارهء حال احتضار آمده است ، با آن ادامه مىيابد . امام عليه السّلام در جملههاى كوتاه و تكان دهندهء خود ، حال انسانى را ترسيم مىكند كه بر اثر شدّت بيمارى ، استخوانها و عضلاتش فرسوده و تكيده شده و تنها مجسّمهاى بىروح ، از او باقى مانده كه براى كفن و دفن و سپردن به گورستان ، توسّط دوستان و بستگان ، آماده مىشود . منظرهاى كه با مقايسه به حال حيات و زمان قدرت ، بسيار تكان دهنده است .
مىفرمايد : « سپس آن انسان را در كفنهايش مىپيچند ، در حالى كه از همه چيز مأيوس شده و همه را به دست فراموشى سپرده است و او را به آسانى در حالى كه كاملا تسليم است ، بر مىگيرند و پيكر خسته و رنج ديدهاش را ، كه بر اثر بيمارىها كاملا لاغر شده است ، بر چوبههاى تابوت مىافكنند ، در حالى كه فرزندان و نوهها و جمع دوستان ، تابوت او را بر دوش مىكشند و به سوى خانهء غربت - كه ديدار او در آنجا از همگان قطع مىشود و در تنهايى وحشتناكى فرو مىرود - حمل مىكنند ! » ( ثمّ أدرج في أكفانه مبلسا ، « 1 » و جذب منقادا سلسا ، « 2 » ثمّ ألقي على الأعواد رجيع « 3 »
هامش
( 1 ) « مبلس » از مادّهء « ابلاس » در اصل به معناى غم و اندوهى است كه از شدّت يأس و نااميدى دست مىدهد و به همين جهت ، گاهى آن را ، به معناى يأس تفسير مىكنند و « مبلس » در خطبه بالا به معناى مأيوس است و منظور مأيوس شدن بازماندگان از بازگشت مردگان است .
( 2 ) « سلس » از مادّهء « سلس » ( بر وزن قفس ) به معناى سهولت و آسانى است .
( 3 ) « رجيع » به معناى حيوانى است كه پيوسته از سفرى به سفرى مىرود و خسته و ناتوان شده ، سپس در مورد انسانهاى خسته به كار رفته است .