بخش چهاردهم
ثمّ أدرج في أكفانه مبلسا ، و جذب منقادا سلسا ، ثمّ ألقي على الأعواد رجيع و صب ، و نضو سقم ، تحمله حفدة الولدان ، و حشدة الإخوان ، إلى دار غربته ، و منقطع زورته ، و مفرد وحشته ، حتّى إذا انصرف المشيّع ، و رجع المتفجّع [ مفجع ] أقعد في حفرته نجيّا لبهتة السّؤال ، و عثرة الإمتحان .
ترجمه
سپس او را در كفنهايش مىپيچند ، در حالى كه از همه چيز مأيوس شده و همه را به دست فراموشى سپرده است . و او را به آسانى در حالى كه كاملا تسليم است ، برمىگيرند و پيكر خسته و رنجيدهاش را كه بر اثر بيمارىها كاملا لاغر شده ، بر چوبهاى تابوت مىافكنند ، در حالى كه فرزندان و نوهها و جمع دوستان ، تابوت او را بر دوش مىكشند و به سوى خانهء غربت - كه ديدار او در آنجا از همگان قطع مىشود و در تنهايى وحشتناكى ، فرو مىرود - حمل مىكنند . اين وضع همچنان ادامه مىيابد تا تشييع كنندگان ( با سپردن جنازهء او به آرامگاه ابديش ) بازگردند و گريهكنندگان بىتاب ، خاموش شوند ( و او را تنها بگذارند ) در آن حفرهء گورش مىنشانند ( و از او سؤال مىكنند ) در حالى كه از ترس و تحيّر در برابر سؤال و لغزش در آزمون ، آهسته سخن مىگويد .