« بيست » جمله مىشود جلوههاى مختلف تقوا را بيان مىكند . در حقيقت گمشدهاى كه بسيارى از راهيان راه قرب پروردگار ، دربارهء كشف حقيقت تقوا دارند ، در اين جملهها بيان شده است .
مىفرمايد : « تقواى الهى پيشه كنيد ، تقواى كسى كه چون ( اوامر و نواهى الهى را ) بشنود ، خضوع كند ( و در برابر آن تسليم شود ) ( فاتّقوا اللّه تقيّة من سمع فخشع ) « و چون گناه كند ( عذر تقصير به پيشگاه خدا آورد ) و اعتراف كند ( و در مقام توبه برآيد ) » ( و اقترف « 1 » فاعترف ) .
« و چون خاشع گردد ( به وظايف خود ) عمل كند » ( و وجل فعمل ) .
« و چون بيمناك شود ، به اطاعت حق مبادرت نمايد » ( و حاذر فبادر ) .
« و چون ( به مرگ و لقاى پروردگار ) يقين كند ، نيكى نمايد » ( و أيقن فأحسن ) .
« و هر گاه درس عبرت به او بدهند ، عبرت پذيرد » ( و عبّر فاعتبر ) .
« و هر زمان او را ( از اعمال خلاف ) بر حذر دارند ، حذر كند » ( و حذّر فحذر ) .
« و اگر ( از نافرمانى خدا ) منعش كنند ، باز ايستد » ( و زجر فازدجر ) .
« و آنگاه كه به زبان ، اجابت ( دعوت حق ) كند ، در عمل به سوى او باز گردد » ( و أجاب فأناب ) . « و چون بازگردد ، توبه كند » ( و راجع فتاب ) .
« و چون تصميم به پيروى ( از پيشوايان دين ) گيرد ، به دنبال آنان گام بردارد » ( و اقتدى فاحتذى « 2 » ) .
« و چون ( حقايق را ) به او نشان دهند ( چشم باز كند و ) ببيند » ( و أري فرأى ) .
هامش
( 1 ) « اقترف » از مادّهء « قرف » ( بر وزن حرف ) به معناى بدست آوردن چيزى است و « اقتراف » در مورد انجام گناه به كار مىرود .
( 2 ) « احتذى » از مادّهء « حذو » ( بر وزن حذف ) در اصل به معناى برش كفش مطابق الگو و اندازهء معيّن است ، سپس به مطابقت چيزى كه مانند ديگرى صورت گيرد « حذو » و « احتذاء » گفته شده و به كفش « حذاء » مىگويند ، در خطبهء بالا به معناى پيروى كردن و مطابق الگوهاى الهى در همه چيز حركت كردن است .