در اين « دوازده » جملهء كوتاه و بسيار پرمعنا ، جلوههاى تقوا به خوبى نشان داده شده است . تقوا تنها ادّعا نيست و تنها پرهيز از ناپاكىها نمىباشد . تقوا از شنيدن سخنان روح پرور مناديان حق ، شروع مىشود و قلب و جان در برابر آن خاضع مىگردد ، نخست در مقام توبه برمىآيد و به گناهان خويش ، در برابر حق اعتراف مىكند ، سپس خوف الهى او را به سوى عمل مىفرستد و با سرعت در اين راه گام برمىدارد ، به مقام يقين مىرسد و آثارش در اعمال او ظاهر مىگردد ، از حوادث تاريخى و آنچه با چشم خود مىبيند ، عبرت مىگيرد و از هشدارها درس مىآموزد ، گوش به امر و نهى الهى دارد و دعوت حق را اجابت مىكند ؛ اگر لغزشى پيدا كند ، راه توبه پيش مىگيرد و همواره گام در جاى گامهاى رهبران الهى مىگذارد ، چشم مىگشايد و حقايقى را كه به او در مسير راه نشان مىدهند ، به خوبى مىبيند .
در ادامهء اين توصيف جالب و زيبا مىفرمايد : « كسى كه با سرعت در طلب حق حركت كند ، و از نافرمانىها بگريزد » ( فأسرع طالبا و نجا هاربا ) .
« در نتيجه ، ذخيرهاى به دست آورد ، باطن خويش را پاكيزه كند ، آخرت را آباد سازد ، توشهاى براى روز حركت به سوى مقصد ، هنگام حاجت ، و منزلگاه نياز ، با خود بردارد ، و پيشاپيش خود ، به سراى جاودانيش بفرستد » ( فأفاد ذخيرة ، و أطاب سريرة ، و عمّر معادا ، و استظهر « 1 » زادا ، ليوم رحيله ، و وجه سبيله ، و حال حاجته ، و موطن فاقته ، و قدّم أمامه لدار مقامه ) .
در واقع اينها جلوههاى ديگرى از تقواست كه انسان را با شتاب به دنبال حق مىفرستد و گناه گريزى را در او زنده مىكند و جهت به دست آوردن زاد و توشه ، براى منزلگاه ابدى و روز نياز و درماندگى بسيج مىكند .
در ادامهء اين سخن بار ديگر دعوت به تقوا فرموده و در يك نتيجهگيرى روشن
هامش
( 1 ) « استظهر » از مادّهء « ظهر » ( بر وزن دهر ) به معناى پشت ، گرفته شده و « استظهر زادا » به معناى حمل كردن زاد و توشه ، بر پشت خويش ، يا بر پشت مركب است .