و گاه تشبيه به زن زيبا و آرايش كردهاى شده كه شوهرانش را يكى پس از ديگرى به قتل مىرساند .
وجود اين اوصاف براى دنيا براى هيچ انسان آگاهى ، پوشيده نيست ، دورنماها دلانگيز و فريبا و درونها خطرناك و كشنده است .
در پنجمين وصف ، اشاره به ناپايدارى و بىاعتبارى دنيا فرموده ، چنين مىگويد :
« دنيا فريبى است گذرا ، و پرتوى است ناپايدار ، و سايهاى است زوالپذير و تكيهگاهى است نااستوار ! » ( غرور حائل « 1 » ، وضوء آفل « 2 » ، و ظلّ زائل ، و سناد « 3 » مائل ) .
بىشك دنيا زيبايىها و فريبندگىهايى دارد ، ولى تا انسان بخواهد از آن بهرهاى بگيرد ، پايان مىيابد . به همين جهت امام عليه السّلام از آن تعبير به « غرور حائل » كرده ، زيرا « غرور » به معناى فريبندگى است كه لازمهء زيبايىهاى ظاهرى است ( در حالى كه « غرور » ( بر وزن قبول ) به معناى شخص فريبكار است و لذا « شيطان » را « غرور » گفتهاند .
« حائل » هم به معناى گذرا آمده است و هم به معناى چيزى كه ميان دو شيىء فاصله شود ، كه هر دو به يك ريشه بازمىگردد .
مواهب دنيا درخششى دارد ، به همين دليل امام عليه السّلام از آن تعبير به « ضوء » كرده ولى اين درخشش دوامى ندارد و به زودى غروب مىكند ، از اين رو ، از آن تعبير به « آفل » شده . به طور موقّت سايهاى آرامبخش دارد ، امّا همچون سايهء به دست آمده از تابش آفتاب است بر درختان ، كه دوامى ندارد و زوال مىيابد . و لذا « ظلّ زائل » فرموده است .
هامش
( 1 ) « حائل » از مادّهء « حول » به معناى دگرگونى است و اطلاق واژهء « حول » بر سال ، به خاطر دگرگون شدن آن است ، بنابراين « حائل » به معناى دگرگون شونده ، يا به تعبير ديگر : « زودگذر » است .
( 2 ) « آفل » از مادّهء « افول » به معناى پنهان شدن است و از آنجا كه ، غروب ماه و خورشيد و ستارگان ، همراه پنهان شدن آنها است « افول » به معناى غروب به كار مىرود .
( 3 ) « سناد » از مادّهء « سند » به معناى تكيهگاه و ستون است و از آنجا كه دنيا تكيهگاه و ستونى است كج و غير قابل اعتماد ، در خطبه بالا با تعبير ( سناد مائل ) از آن ياد شده است .