آتش جهنّم را با چشم خويش مشاهده مىكند و وحشت او - كه به خاطر جدايى از مال و مقام و زن و فرزند ، به اوج خود رسيده - مضاعف مىشود .
سپس امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن اشاره به اين نكته مىكند كه آنچه دربارهء دنيا و ابناى دنيا بيان فرموده ، مخصوص گذشتگان يا گروه معيّنى نبوده است و اين « آب شيرين و شور ، بر خلايق مىرود تا نفخ صور » و تمام انسانها در دايرهء اين آزمايش بزرگ الهى قرار دارند و فرمان مرگ بر پيشانى همه نوشته شده و بقا و ابديّت مخصوص ذات خدا است ، مىفرمايد : « و اين گونه ، پيوسته نسلهاى بعد ، به دنبال پيشينيان در حركتند ، نه مرگ از تباه كردن آنها دست برمىدارد و نه بازماندگان ( از سرنوشت پيشينيان عبرت مىگيرند و ) از گناه و عصيان روىگردان مىشوند ! » ( و كذلك الخلف به عقب السّلف ، لا تقلع المنيّة اختراما « 1 » ، و لا يرعوي « 2 » الباقون اجتراما « 3 » ) .
آرى : « همچون آنان عمل مىكنند ، و همانندشان گام برمىدارند ، تا به پايان جهان برسند ، و در مسير فنا قرار گيرند ! » ( يحتذون « 4 » مثالا ، و يمضون أرسالا « 5 » ، إلى غاية الانتهاء ، و صيّور « 6 » الفناء ) .
هامش
( 1 ) « اخترام » از مادّهء « خرم » ( بر وزن چرم ) به معناى پاره كردن و شكافتن است و در اينجا اشاره به حوادثى است كه رشتهء عمر انسان را پاره مىكند و نهال وجود انسان را ريشهكن مىسازد .
( 2 ) « يرعوى » از مادّهء « رعو » ( بر وزن سهو ) به معناى بازگشت از جهل به سوى علم و اصلاح نمودن خويش است و جملهء بالا ( لا يرعوي الباقون اجتراما ) اشاره به اين است كه « ديگران درست عبرت نمىگيرند و از گناهان بازگشت نمىكنند و به اصلاح خويش نمىپردازند » .
( 3 ) « اجترام » از مادّهء « جرم » به معناى گناه كردن است .
( 4 ) « يجتذون » از مادّهء « حذو » ( بر وزن حذف ) به معناى انجام دادن كار مشابه است . به همين دليل به معناى اقتدا كردن در كارها آمده است و در جملهء بالا ، اشاره به اين است كه « باقى ماندگان ، همچون پيشينيان به اعمال زشت خويش ادامه مىدهند » .
( 5 ) « ارسال » جمع « رسل » ( بر وزن عسل ) به معناى گلهء حيوان است و در جملهء بالا اشاره به اين است كه گروهى بدون فكر و مطالعه و انديشه ، چشم و گوش بسته به دنبال ديگران حركت مىكنند .
( 6 ) « صيّور » ( بر وزن قيّوم ) از مادّهء « صير » ( بر وزن سيل ) به معناى انتقال از حالتى به حالت ديگرى است و لذا « صيّور » به عاقبت و پايان و مسير هر كار اطلاق مىشود . ( اين واژه ، صيغهء مبالغه است ) .