« ايثار » به معناى برترى بخشيدن كسى است ، خواه بر خويشتن باشد يا بر ديگرى ، لذا در سورهء « يوسف » آيهء 91 چنين مىخوانيم :
« تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا »
، به خدا قسم ! خداوند تو را ( اشاره به يوسف است ) بر ما ( اشاره به برادران يوسف است ) برترى بخشيده .
و اين كه بعضى از شارحان « نهج البلاغه » تصوّر كردهاند ، در مفهوم « ايثار » مقدّم داشتن ديگرى بر خويشتن ، يا در مواردى كه ايثار كننده نياز به آن دارد ، افتاده است و چون هيچ يك از اين دو معنا ، در مورد خداوند تصوّر نمىشود ، پس بايد به سراغ معناى مجازى رفت ، اشتباه است . « 1 » به هر حال منظور از جملهء بالا اين است كه خداوند ، انسان را بر ساير مخلوقاتش برترى داده و انواع نعمتها و كرامتها را به او ارزانى داشته است ، همان گونه كه قرآن مجيد مىگويد :
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا »
، ما بنى آدم را گرامى داشتيم ! و آنها را بر مركبهايى در خشكى و دريا سوار كرديم و از انواع روزىهاى پاكيزه ، در اختيار آنان گذارديم و آنها را بر بسيارى ( همه ) از مخلوقات خود ، برترى بخشيديم . « 2 » بديهى است هنگامى كه انسان توجّه به اين همه نعمتهاى الهى پيدا كند ، كه از جملهء آنها برترى يافتن او بر ساير مخلوقات است ، حسّ شكرگزارى در او برانگيخته مىشود و همانگونه كه گفتيم به سراغ معرفت منعم مىرود و در نتيجه ، از مخالفت فرمان او ، پرهيز مىكند و با تقوا پيوند مىخورد . همچنين انذار الهى به وسيلهء « حجج بوالغ » كه وجود پيامبران و كتب آسمانى و معجزات و دلايل روشن عقلى و
هامش
( 1 ) در « مقاييس اللّغة » آمده است كه ريشهء اصلى اين لغت ، به معناى مقدّم داشتن چيزى است . « مفردات راغب » نيز همين معنا را بيان كرده است . در كتاب « التحقيق فى كلمات القرآن الكريم » نيز مىگويد :
« حقيقت ايثار ، اثبات فضيلت و مقدّم داشتن صاحب فضل است . »
( 2 ) سورهء اسراء ، آيهء 70 .