نقلى است نيز يكى ديگر از اسباب تقوا است ، كه در آغاز اين فراز آمده است .
ذكر اين دو ، ( نعمتهاى الهى و انذارهاى او ) در كنار يكديگر ، مىتواند اشاره به اين نكته باشد كه خداوند در عين بخشش نعمتهاى بىحساب ، به انسانها هشدار مىدهد كه از اين نعمتها سوء استفاده نكنند ، بلكه در طريق صلاح و سعادت و رستگارى كمك بگيرند .
در نهمين و دهمين وصف مىفرمايد « همان خدايى كه تعداد شما را به خوبى مىداند و مدّتهاى كوتاهى براى توقّف در اين جهان ، براى شما مقرّر كرده ، جهانى كه قرارگاه آزمايش و سراى عبرت است ، در آن آزموده مىشويد و در برابر اعمالى كه انجام دادهايد ، حسابرسى خواهيد شد ! » فأحصاكم عددا ، و وظّف لكم مددا « 1 » ، في قرار خبرة « 2 » ، و دار عبرة ، أنتم مختبرون فيها ، و محاسبون عليها ) .
با اين كه در دومين وصف ، اشاره به سرآمد عمرها شده و در پنجمين وصف سخن از شمارش و احصاى انسانها به ميان آمده ، باز در اينجا اين دو وصف تكرار شده ، به خاطر اهمّيّت فوقالعادهء آنها و تأثير آنها در ظهور و بروز حقيقت تقوا در وجود آدمى .
هنگامى كه انسان توجّه به مراقبت الهى و محدود بودن عمر ، در اين دارد « امتحان » و « عبرت » پيدا كند ، از نافرمانىها به سوى اطاعت خداوند ، بازمىگردد .
اين احتمال نيز وجود دارد كه اين تكرار ، براى افادهء معناى جديدى باشد . در
هامش
( 1 ) « مدد » جمع « مدّه » به معناى بخشى از زمان است و گاه به معناى پايان زمان معيّنى آمده است و نيز به مادّهاى كه با آن چيزى مىنويسند « مداد » گفته مىشود و در واقع در تمام اين معانى يك نوع كشش و امتداد ديده مىشود .
( 2 ) « خبره » هم به معناى مصدرى آمده ، هم اسم مصدرى و به معناى علم و آگاهى است و لذا « اهل خبره » به كسانى گفته مىشود كه آگاهى كافى نسبت به چيزى دارند و از آنجا كه امتحان و آزمايش وسيلهء آگاهى براى « كارآيى » يك انسان ، يك يك موجود است ، اين واژه به معناى « امتحان » نيز به كار مىرود و در خطبهء بالا همين معنا منظور شده است .