آرى هر كس و هر امّتى سرآمد عمرى دارد و مهر فنا بر جبين همهء موجودات خورده است ، خواه اين اجل ، پايان قطعى زندگى و به اصطلاح « اجل مسمّى » باشد ، يا پايان مشروط و « اجل اخترامى » . قرآن مجيد مىگويد :
« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
؛ هر امّتى سرآمد عمرى دارد و چون سرآمدشان فرا رسد ، نه يك لحظه تأخير مىكنند و نه پيشى مىگيرند . » « 1 » و نيز مىفرمايد :
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
، تمام كسانى كه بر صفحهء زمين زندگى مىكنند ، فانى مىشوند » . « 2 » بديهى است انسان هنگامى كه توجّه به ناپايدارى زندگى دنيا و سرآمد عمر ، پيدا كند ، به سوى تقوا گام برمىدارد .
در سومين و چهارمين وصف مىفرمايد : « همان خداوندى كه لباسهاى زيبا ، بر شما پوشانيد و زندگى پروسعت به شما بخشيد » . ( و ألبسكم الرّياش « 3 » ، و أرفغ « 4 » لكم المعاش ) .
در اين تعبير ، امام عليه السّلام نخست از مىان تمام نعمتها ، مسألهء لباس را مطرح كرده سپس به تمام مواهب معاش و زندگى اشاره مىكند . اين ذكر خاصّ قبل از عام ، شايد از اين جهت باشد كه لباس از مهمترين نعمتها است ، نه تنها انسان را از سرما و
هامش
( 1 ) سورهء اعراف ، آيهء 34 .
( 2 ) سورهء الرّحمن ، آيهء 26 .
( 3 ) « الرّياش » - همان گونه كه در متن هم به آن اشاره شده - از مادّهء « ريش » به معناى پرهاى پرندگان است ، سپس به لباسهاى فاخر كه شباهتى به پرهاى زيباى پرندگان دارد ، اطلاق شده و بعد از آن به معناى وسيعترى كه هرگونه فراوانى و نعمت است ، اطلاق گرديده است .
بعضى از شارحان نهج البلاغه گفتهاند كه : ريش تنها به معناى لباس نيست ، چرا كه در قرآن مجيد در عرض لباس واقع شده است آنجا كه مىگويد :« يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ وَ رِيشاً »( اعراف ، آيهء 26 ) ولى به نظر مىرسد كه اين آيه بر عكس مطلوب او دلالت دارد ، چرا كه لباس در واقع دو گونه است :
لباسهايى است كه تنها بدن را مىپوشاند و مصداق« يُوارِي سَوْآتِكُمْ »است و لباسهايى كه جنبهء زينت و زيبايى دارد ، قرآن در اين آيه ، به هر دو اشاره كرده و به دنبال آن ، سخن از لباس تقوا است« وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ ».
( 4 ) « أرفغ » از مادّهء « رفغ » ( بر وزن هدف ) به معناى گستردگى و وسعت است و هنگامى كه در مورد نعمتها به كار رود ، اشاره به فزونى نعمت مىباشد .