جملههاى پيشين سخن از احاطهء احصا ، به اعمال آدمى بود و به همين دليل بلافاصله بعد از آن سخن از جزاى اعمال به ميان آمد و در اينجا اشاره به احصاى خود آدميان است ، كه هيچ كس در مراقبتهاى الهى از قلم نخواهد افتاد ، آن گونه كه قرآن مىگويد :
« إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا »
، تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند بندهء اويند ( و سر بر فرمانش دارند ) همه آنها را شمارش كرده و دقيقا تعداد آنها را مىداند . » « 1 » و اگر اشاره به سر آمد زندگى مىكند ، مقدّمهاى است براى جملههاى بعد ( زندگى در دار امتحان و سراى عبرت ) كه در واقع نسبت به جملهء قبل ، از قبيل بيان اجمالى و تفصيلى است .
تعبير به « قرار خبرة و دار عبرة » اشاره به اين است كه سراسر زندگى انسانها ، دوران آزمايش آنها است ، همانگونه كه قرآن مىگويد :
« أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ »
؛ آيا مردم گمان كردند هنگامى كه گفتند ايمان آورديم به حال خودشان رها مىشوند و آزمايش نخواهند شد ؟ ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزموديم ( و اينها را نيز آزمايش مىكنيم ) بايد علم خداوند در مورد كسانى كه راست مىگويند و كسانى كه دروغ مىگويند تحقّق يابد ، ( تا آنى از حال خود غافل نشوند و همواره خود را در مجلس امتحان حاضر ببينند ) . » « 2 » تعبير به « عبرت » اشاره به سرنوشت عبرتانگيز ظالمان و اقوام و افراد آلوده و گنهكار است ، كه سراسر تاريخ را پوشانده و نشان مىدهد كه جزاى الهى منحصر به سراى قيامت نيست و بخش مهمى از آن ، در اين دنيا نيز دامان انسانها را مىگيرد .
ضمير در جملهء « و محاسبون عليها » به دار دنيا بازمىگردد ، يعنى : همانگونه كه
هامش
( 1 ) سورهء مريم ، آيهء 93 - 94 .
( 2 ) سورهء عنكبوت ، آيهء 2 - 3 .