چند اين كار به « اذن اللّه » و نه از روى استقلال ، صورت مىگيرد .
3 - كسانى كه معتقد بودند آنها تأثيرات طبيعى در كرهء زمين دارند و همانگونه كه حرارت آفتاب سبب رويش درختان و برگ و بار آنها مىشود ، اوضاع كواكب نيز تأثيراتى در ساير شؤون زندگى بشر دارد كه قسمتى از آن براى ما كشف شده و بخشى در پردهء ابهام است .
4 - گروه ديگرى معتقد بودند كه آنها تأثيرى در زندگى بشر ندارند ، ولى مىتوانند از حوادث حال و گذشته خبر دهند و به تعبير ديگر : آنها امارات و نشانههايى بر حوادثند نه علل و اسباب .
گروه اوّل بىشكّ ، در زمرهء كفّارند حتّى اگر اعتقاد به خدا نيز داشته باشند ، چرا كه آنها مشركند و غير از خداوند متعال ، قايل به الوهيّت كواكب آسمان نيز مىباشند .
گروه دوم ، گر چه در زمرهء كفّار نيستند ، ولى از دو نظر در اشتباهند ، نخست اينكه : ادّعاى آنها بر تأثير كواكب در زندگى انسانها سخنى است بدون دليل ، و قولى است بدون علم و ادّعايى است بدون مدرك .
ديگر اينكه : اين سخن مخالف ظواهر آيات قرآن و روايات قطعى اسلامى است كه هيچ يك از اين آثار - مخصوصا شعور و حيات و تدبير آفرينش را - به آنها نسبت نمىدهد ، بلكه آفرينش و مرگ و رزق و تدبير عالم را به خداوند متعال نسبت مىدهد و اگر سخنى از اجرام سماوى و نجوم و خورشيد و ماه مىگويد ، تنها به اين عنوان است كه آنها آيات و نشانههاى حق است . اگر واقعا آنها داراى علم و حيات و قدرت و تدبير و تصرّف در عالم بودند ، حد اقّل مىبايست اشارهاى به آن در اين همه آيات و روايات مىشد . آرى آنها مسخّر فرمان حقّاند و هر كدام وظيفهء خاص خود را انجام مىدهند ، خورشيد نور افشانى مىكند ، ماه چراغ شبهاى تاريك است و . . .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٨٠