نكتهها
1 - علم نجوم چيست ؟ و چه بخشى از آن ممنوع است ؟
نخستين سؤالى كه در اينجا پيش مىآيد اين است : منظور از « علم نجوم » كه در اين خطبهء شريفه ، مورد نكوهش شديد اميرمؤمنان على عليه السّلام قرار گرفته و در نهايت ، معادل با كفر شمرده شده و مردم از آن نهى شديد شدهاند ، چيست ؟
به يقين منظور از آن ، علم به « احوال نجوم » و حركات و نزديكى و دورى آنها از يكديگر و آگاهى بر اوضاع و احوال آنها نيست . زيرا همان گونه كه قبلا نيز اشاره شد حركات نجوم و اوضاع آنها در آسمانها از آيات الهى شمرده شده و مردم براى بهرهگيرى از آنها جهت پيدا كردن راهها در شبهاى ظلمانى ، در دريا و صحرا تشويق شدهاند و در ذيل همين خطبه نيز ، اشارهء كوتاهى به اين مسأله شده است .
اصولا آگاهى بر اسرار عالم آفرينش و تفكّر در خلقت آسمانها و زمين ، چيزى نيست كه مورد مذمّت قرار گيرد ، بلكه يكى از برنامههاى « اولى الالباب » و صاحبان خرد و انديشه است
( إنّ في خلق السّموات و الأرض و اختلاف اللّيل و النّهار لآيات الأولي الألباب
« 1 »
.
بنابراين ، آنچه با آن شدّت ، مورد نهى و مذمّت قرار گرفته حتما چيز ديگر است و آن عبارت است از : « علم به احكام نجوم » . يعنى مجموعهء پندارها و خيالاتى كه زندگى و سرنوشت انسانها را در اين كرهء خاكى با اوضاع و احوال ستارگان پيوند مىداد و بوسيلهء اوضاع فلكى پيشگويىهايى نسبت به آينده ، نه تنها در مسايل عمومى و اجتماعى ، بلكه در مسايل شخصى و جزيى داشتند ، به همين دليل « سلاطين » و شاهان غالبا در دربار خود ، براى دستيابى به حوادث آينده ، « منجّمانى » استخدام مىكردند و بسيارى از آنها اوضاع كواكب را ، مطابق آنچه ميل سلطان بود
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران ، آيهء 190 .