پيشبينى مىنمودند و حتّى تا اين اواخر در تقويمها ، هنگامى كه منجّمان سنّتى ، مىخواستند اوضاع كواكب را پيشبينى كنند ، نخستين پيشبينى آنها اين بود كه :
« اوضاع كواكب دلالت دارد بر سلامتى ذات اقدس ملوكانه ، قدر قدرت و قوى شوكت » سپس به ذك كلّياتى مىپرداختند كه بدون مطالعهء اوضاع كواكب نيز براى همه قابل پيشبينى بود ، مانند : « از دست رفتن بعضى از بزرگان ، اختلاف در بعضى از اصقاع عالم و گرانى بعضى از اشيا ، آفت در بعضى از اشجار ، سرد شدن هوا در زمستان و گرم شدن آن در تابستان ، عزّت لحوم و دسوم در زمستان » و امثال آن . البتّه گاه انگشت روى موارد جزيى مىگذاشتند كه در پارهاى از مواقع درست از آب در مىآمد و در پارهاى از مواقع غلط .
آنچه در روايات اسلامى و در خطبهء بالا از آن نهى شده ، همين پيشگويىها و ارتباطات است .
2 - چرا در رديف كفر ؟
اكنون سؤال ديگرى پيش مىآيد و آن اينكه درست است كه پندار ارتباط ميان زندگى ما و ستارگان اساس و پايهاى ندارد و بر هيچ منطقى استوار نيست ، ولى آن همه مذمّت و قراردادن آن در رديف كفر ، از كجا سرچشمه مىگيرد ؟
براى روشن شدن پاسخ اين سؤال ، بايد به اين نكته توجّه داشت كه طرفداران نظريهء ارتباط به چند گروه تقسيم مىشدند :
1 - كسانى كه اعتقاد به ازليّت و الوهيّت ستارگان داشتند و آنها را مؤثّر در عالم هستى و حيات بشر و حوادث زمينى مىدانستند .
2 - آنها كه معتقد بودند ستارگان موجوداتى مدير و مدبّر عالم هستى هستند ، هر