مىبرد ، عرضه مىدارد : « الهى نگاههاى اشارتآميز ( زيانبار ) و سخنان بىفايده ، و خواستههاى نابجاى دل ، و لغزشهاى زبان ، مرا عفو فرما ! » اللّهمّ اغفر لي رمزات « 1 » الألحاظ « 2 » ، و سقطات « 3 » الألفاظ ، و شهوات الجنان ، و هفوات « 4 » اللّسان .
در واقع اشاره به بخشى از گناهان چشم و زبان و دل مىكند كه گاه از خطرناكترين گناهان انسان است .
نگاههاى تحقيرآميز به مؤمنان و اشارات آميخته با هتك و غرور ، همچنين سخنان بىمطالعه كه گاه سرچشمهء كينهها و نفاقها و اختلافات مىشود و آبروى مسلمين را بر باد مىدهد و نيز تمايلات شهوتآلود دل ، كه انسان را به سوى هر گناهى دعوت مىكند و نيز لغزشهايى كه بر اثر بىتوجّهى به هنگام سخن گفتن رخ مىدهد و سرچشمهء مفاسد عظيمى مىشود ، همه و همه از دشمنان سعادت انسان است و هنگامى كه امام عليه السّلام از خداوند در برابر آنها تقاضاى بخشش مىكند ، عملا به همه هشدار مىدهد كه مراقب اين چهار مسأله مهم باشند و گناه آن را كوچك نشمرند .
تفاوت « رمزات الألحاظ » ( نگاههاى اشارت آميز ) و همچنين « شهوات الجنان »
هامش
( 1 ) « رمزات » : جمع رمزة ( بر وزن غمزه ) به معناى اشاره با چشم و آبرو و گاه با لبها است و بعضى گفتهاند « رمز » در اصل به معناى حركت دادن لبها براى بيان مطلبى است ، بىآنكه صدايى در آن باشد و گاه به معناى اشاره با چشم و ابرو مىآيد .
( 2 ) « الحاظ » جمع « لحظ » ( بر وزن محض ) به معناى نگاه كردن با گوشهء چشم است و اين كارگاهى به منظور بىاعتنايى و تحقير نسبت به چيزى انجام مىشود و گاه براى استهزا يا سخريّه و يا عيبجويى !
( 3 ) « سقطات » جمع « سقط » ( بر وزن فقط ) به معناى هر چيز پست و بىارزش است : خواه متاع پست و بىارزش باشد يا سخن يا فعلى اينچنين . ولى از بعضى منابع لغت چنين استفاده مىشود كه « سقطات » جمع « سقطه » ( بر وزن دفعه ) به معناى لغزش است ، بنابراين « سقطات الألفاظ » اشاره به لغزشهايى است كه انسان در تعبيرات و سخنان خود مرتكب مىشود و گاه منتهى به گناهانى مىگردد . بنابراين با « هفوة » معناى مشابهى پيدا مىكند .
( 4 ) « هفوات » جمع « هفوه » ( بر وزن دفعه ) به معناى لغزش است : خواه در سخن باشد يا در عمل . اين مادّه به معناى سرعت نيز آمده است و از آنجا كه سرعت ، سبب لغزش مىشود ، هر دو معنا به يك ريشه باز مىگردد .