« دعا » درياى موّاجى است كه گوهرهاى فضايل اخلاقى را در درون خود پرورش مىدهد .
هر نفسى كه با « دعا » همراه است ، ممدّ حيات است و مفرّح ذات ، و هر دلى كه با نور « دعا » قرين است ، با تقواى الهى همنشين ! « دعا كننده » وصول به مقاصد شخصى خود را از خدا مىطلبد و خداوند تربيت و پرورش روحانى او را از طريق دعا مىخواهد و بقيه بهانه است .
از اينجا مىتوان گفت : « دعا » اكسير اعظم ، كيمياى سعادت ، آب حيات و روح عبادت است ، همان گونه كه در حديث وارد شده
« الدّعاء مخّ العبادة » .
« 1 » جالب اين است كه طبق گواهى قرآن ، ارزش انسانها در پيشگاه پروردگار به خاطر دعاهاى آنها است
« قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ »
. « 2 » چرا چنين نباشد ؟ در حالى كه « دعا » از يك سو : انسان را به سراغ « معرفةاللّه » و شناخت و عشق معبود مىفرستد تا از طريق توسّل به اسماء و صفات حسنايش ، بر سر سفرهء رحمتش بنشيند ، پيوند ناگسستنى با او بر قرار سازد و از اين خوان رحمت ، توشه برگيرد .
از سوى ديگر : « دعاكننده » را به سراغ تحصيل شرايط اجابت دعا مىفرستد كه نخستين آنها توبه از گناه و پاكسازى درون و برون از آلودگى به معاصى است .
و از سوى سوم : « دعا » انسان را به تلاش ، جهت بر طرف ساختن موانع استجابت وامىدارد كه سادهترين آنها پاك و حلال بودن مأكول و ملبوس و پرهيز از اموال حرام و سعى و كوشش براى اداى حقوق ديگران و ترك گناهانى همچون غيبت و تهمت و شراب و قطع رحم است كه از موانع مهمّ اجابت دعا شمرده شده است .
به همين دليل مىتوان گفت : آنچه از ناحيه خود « دعا » ، به انسان مىرسد ، بسيار
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 90 ، صفحهء 300 .
( 2 ) سورهء فرقان ، آيهء 77 .