تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
كه امام عليه السّلام را از آنها بگيرد و حاكم ظالمى را بر سر آنان مسلّط كند ، تا طعم تلخ اعمال زشت خود را بچشند . جملهء أبدلهم بي شرّا لهم منّي ( خداوند بدتر از من را بر آنها مسلّط كند ) مفهومش آن نيست كه امام عليه السّلام - العياذ باللّه - بد بوده و حضرت شخص بدترى را در نفرين خود ، براى حكومت بر آنها تقاضا مىكند ، بلكه در ادبيّات عرب ، جملهء خير و شرّ كه به معناى « صفت تفضيلى » به كار مىرود ، الزاما اين مفهوم را القا نمىكند كه صفت مورد در نظر در هر دو طرف مقايسه ، وجود دارد و در يكى بيشتر است ، بلكه گاه در طرف مفضول ، اصلا وجود ندارد ، همان گونه كه در جملهء اوّل امام عليه السّلام نيز اين معنا ديده مىشود ، مىفرمايد : « خداوند خوبتر از آنها را به من بدهد » در حالى كه آنها خوب نبودند ، بلكه يك پارچه نفاق و آزار و شرارت بودند . شاهد اين سخن در آيات متعدّدى از قرآن مجيد نيز ديده مىشود ، از جمله در آيهء 15 سورهء فرقان مىخوانيم :
« قُلْ أَ ذلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ »
آيا اين ، ( اشاره به دوزخ و عذابهاى دوزخى است ) بهتر است يا بهشت جاويدان ؟ ! و در آيهء 62 سورهء صافّات مىخوانيم :
« أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ »
آيا اين ( نعمتهاى جاويدان بهشتى ) بهتر است ، يا درخت زقّوم ( همان درختى كه از قعر جهنّم مىرويد ) ؟ ! » به هر حال ، نفرين امام عليه السّلام در اين مكاشفهء روحانى به اجابت رسيد و پس از چند ساعت ، امام عليه السّلام در محراب شهادت به بزرگترين افتخار نايل آمد و در جوار رحمت خدا و در كنار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در بهشت قرار گرفت و بعد از او « معاويه » و سپس « يزيد » و « حجّاج » بر سر مردم ناسپاس عراق مسلّط شدند و دمار از روزگار آنها درآوردند ، كه در تاريخ بىسابقه بود . « سيّد رضى » در پايان اين خطبه ، به تفسير دو واژه از واژه‌هاى مربوط به اين خطبه پرداخته ، مىگويد : « يعنى بالأود : الإعوجاج ، و باللّدد : الخصام . و هذا من أفصح