فرمود : آنها را نفرين كن ! عرض كردم : خداوند بهتر از آنان را به من دهد و به جاى من ، شخص بدى را بر آنها مسلّط كند .
شرح و تفسير
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در خواب ديدم !
« محمّد بن حبيب بغدادى » در كتاب « المغتالين » از « ابو عبد الرّحمان سلمى » نقل مىكند : « در آن هنگام كه امير مؤمنان على عليه السّلام در بستر شهادت افتاده بود ، از او عيادت كردم ، فرمود : نزديك بيا ( گويا امام نمىخواست صداى او را ديگران بشنوند ) اين در حالى بود كه زنان گريه مىكردند ، من نزديك امام عليه السّلام آمدم ، فرمود : « ديشب مىخواستم خانوادهام را بيدار كنم كه خواب چشمانم را فراگرفت ، در حالى كه نشسته بودم » . سپس آنچه را در خواب ديده و در متن سخن بالا آمده است ، براى او نقل فرمود .
به هر حال ، اين سخن از شدّت ناراحتى امام عليه السّلام از كارشكنىهاى گروهى از امّت و آزارهايى كه در صحنههاى مختلف به آن حضرت دادهاند ، پرده برمىدارد و اين نخستين بار نيست كه امام عليه السّلام از مردم شكايت مىكند ، بلكه در خطبههاى متعدّدى از « نهجالبلاغه » نظير اين معنا با عبارات ديگرى ديده مىشود كه همگى حكايت مىكند ، گروهى از اصحاب آن حضرت ، نه تنها مقامش را نشناختند و حرمتش را پاس نداشتند ، بلكه از انواع اذيّتها و آزارها فروگذار ننمودند .
امام ( ع ) در آغاز اين سخن مىفرمايد : « در حالى كه نشسته بودم ، خواب چشمان مرا فرا گرفت » ملكتني عيني و أنا جالس .
جملهء ملكتني عيني ( چشمم مالك من شد و بر من مسلّط گشت ) كنايهاى است از خواب ، زيرا چشم نخستين عضوى است كه خواب در آن ظاهر و آشكار مىشود و به همين دليل ، به صورت كنايه در مفهوم خواب به كار مىرود .