سپس اضافه فرمود : « در خواب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر من ظاهر شد ، عرض كردم : اى رسول خدا ! چه كژىها و عداوتها كه از امّتت ديدم ؟ ! » فسنح « 1 » لي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، فقلت : يا رسول اللّه ! ماذا لقيت من أمّتك من الأولاد و اللّدد ؟ ) .
شايد كمتر در طول تاريخ بتوانيم برگزيدهاى از « اولياء اللّه » را پيدا كنيم كه در مدّت كوتاه حكومتش ، با اين همه خصومت ، دشمنى ، كارشكنى ، سركشى و آزار و نامهربانى ، رو به رو شده باشد .
هم در آن مدّت طولانى بيست و پنج سالى كه امام عليه السّلام خانهنشين بود ، و هم در دوران كوتاه حكومتش ، دائما بر ضدّ او كارشكنى مىكردند و به طور روزافزونى حضرتش را آزار مىدادند ، چرا كه در دوران خلفا - مخصوصا خليفهء سوم - به انحرافاتى ، از جمله حيف و ميل در بيتالمال و سپردن مقامات بدست نااهلان ، عادت كرده بودند و امام عليه السّلام مىخواست آنها را به مسير اسلام و راه و رسم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و اجراى حق و عدالت بازگرداند ، ولى اين داروى شفابخش ، چنان در كام آنها تلخ بود كه گاه نزديكترين آنها نيز تحمّلش را نداشتند و لذا مىتوان گفت : دوران حكومت امام عليه السّلام ، مملوّ از طوفانها و حوادث تلخ و پى در پى بود .
بنابراين ، تعجّب نيست امامى كه آن همه صبر و حوصله داشت كه خاشاك را در چشم و استخوان را در گلو تحمّل مىكرد ، در عالم خواب و رؤيا ، شكايت امّت به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله برد .
اكنون ببينيم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در جواب امام عليه السّلام چه مىفرمايد ، « فرمود : آنها را نفرين كن ! » فقال : « ادع عليهم »
هامش
( 1 ) « سنح » از مادّهء « سنوح » ( بر وزن حضور ) به معناى « عبور سريع چيزى از مقابل انسان » است و به معناى « عرضه شدن چيزى بر انسان » نيز آمده است . جمعى از ارباب لغت گفتهاند كه « سانح » به چيزى گفته مىشود كه از سمت چپ ، به طرف راست از جلو انسان عبور مىكند و معمولا آن را به فال نيك مىگيرند و نقطهء مقابل آن « بارح » است كه از سمت راست ، به چپ حركت مىكند و آن را نامبارك مىشمارند .