تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
پرسيد : از « مخدج » ( يكى از رؤساى معروف خوارج ) چه خبر دارى ؟ گفت : « على بن ابى طالب » او را در كنار نهروان كشت . « عايشه » گفت : شهودى در اين مسأله براى من اقامه كن . « مسروق » مردانى را كه شاهد اين ماجرا بودند نزد « عايشه » آورد و گواهى دادند كه « مخدج » كشته شد . سپس « مسروق » اشاره به قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرده ، به عايشه مىگويد : تو را به صاحب اين قبر قسم چه چيز از صاحب اين قبر در بارهء آنها شنيدى ؟ « عايشه » گفت : شنيدم مىفرمود : « انّهم شرّ الخلق و الخليقة يقتلهم خير الخلق و الخليقة و أقربهم عند اللّه وسيلة ، آنها بدترين مخلوقات و بدترين انسانها هستند و آنها را بهترين انسان و بهترين مخلوقات و مقرّبترين آنها نزد پروردگار به قتل مىرساند . » « 1 » ويژگىهاى خوارج را مىتوان چنين خلاصه كرد : آنها گروهى بودند كه به ظواهر عبادات سخت پايبند بودند و حتى به مستحبات و مكروهات ساده و معمولى اهميت مىدادند و همين امر يكى از اسباب غرور و خود برتربينى آنان بود و در مقابل افرادى بودند بسيار جاهل ، متعصّب و بسيار لجوج و جسور و بىادب و براى رسيدن به مقاصد خود ، بىرحم و شقاوتمند . نمونهء بارز آن را در همان داستان « ذو الخويصره » ( حرقوس ) كه در عصر پيامبر واقع شد مىتوان مشاهده كرد . درست است كه ظهور و بروز خوارج در صفّين و بعد از داستان حكمين در عصر على عليه السّلام بود ، ولى اين به آن معنى نيست كه فرهنگ خوارج قبل از آن وجود نداشت ، هم امروز نيز اين فرهنگ منحط در ميان گروههايى در جوامع مختلف پيدا مىشود و شايد بسيارى از وهّابيان را بتوان در اين زمره دانست ، چرا كه ويژگىهاى بالا در آنان نمايان است . در محيط خودمان نيز افرادى را مىبينيم كه به ظواهر عبادات سخت پايبندند ولى گاه ، بزرگترين و پاكترين علما و خدمت‌گزاران دينى خرده مىگيرند و آنها را از طريق صحيح منحرف مىدانند و در پى فتنه‌گرى و شرارت و آشوبند .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 2 ، صفحهء 267 .