جنگ با آنها نبودند ولى هنگامى كه اعمالشان پردهها را كنار زد خطر آنان براى مسلمانان آشكار شد .
اعمالشان به قدرى ضدّ و نقيض بود كه گاه به اندك چيزى خرده مىگرفتند كه چرا مثلا فلان شخص دانهء خرمايى را كه زير درخت نخلى افتاده بوده بدون اجازهء مالكش برداشته و خورده است ، ولى گاه چنان كه گفتيم مسلمانى مانند « عبد اللّه بن خبّاب » و همسر باردارش را مانند گوسفند سر مىبريدند .
نه تنها در مسائل عملى گرفتار اين تضادها بودند ، بلكه در عقائد فقهى و كلامى نيز همين ويژگيها را داشتند . آنها مرتكب گناه كبيره را ( هر گناهى كه باشد ) كافر و واجب القتل مىدانستند و در مسأله حكومت - چنان كه قبلا هم گذشت - قائل به نوعى هرج و مرج و عدم نياز به تعيين حاكم بودند .
قرائن نشان مىدهد كه در مسائل جنسى ، شهوت پرست بودند و شايد به همين دليل ، گرفتن نه زن عقدى را مجاز مىشمردند و مرتكب زناى محصنه را مستحق رجم نمىدانستند .
طبيعى است كه چنين گروه نادان و خودخواهى بسرعت به شاخهها و گروههاى مختلفى تقسيم مىشوند . به همين جهت چيزى نگذشت كه هر يك از سران آنها داعيهاى عنوان كردند و به فرقههاى زيادى تقسيم شدند ، از جمله « ازارقه » ، « نجدات » ، « صفريّه » ، « عجاردة » و « ثعالبه » و غير آن .
هم اكنون نيز افرادى كه افكارى همچون افكار خوارج دارند و اعمالشان يادآور اعمال آنان مىباشد در گوشه و كنار جوامع اسلامى پيدا مىشوند و مىتوان بسيارى از وهّابيان را در اين دسته جاى داد ، چرا كه آنها نيز به بعضى از ظواهر عبادات و مستحبّات ، سخت پايبندند و گاه انجام كوچكترين مكروهات و يا مخالفت با مستحبّات را جايز نمىدانند ، ولى در مقابل ، غالب مسلمانان را اعم از شيعه و سنّى مشرك مىشمرند و خون بسيارى را مباح مىدانند و با اين كه از نظر تفكّر اسلامى و عقائد ، سخت عقب ماندهاند خود برتر بينى فوق العادهاى بر آنها
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 677
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٧٧