سپس در ادامهء اين سخن به پيشگويى ديگرى پرداخته ، مىفرمايد : « هر زمان شاخى از آنها سر بر آورد قطع مىشود » ( كلّما نجم « 1 » منهم قرن قطع ) .
اين سخن از يك سو اشاره به شرارت و شيطنت و درنده خويى خوارج مىكند كه همچون يك حيوان شاخدار در صدد ايذاء و آزار ديگران بودند و از سوى ديگر اشاره به شكستهاى پىدرپى و ناكامىهاى مكرّر آنها در طول تاريخ حيات كثيفشان دارد و همان گونه كه در ادامهء اين سخن در بحث نكتهها خواهد آمد ، اين امر بوضوح در تاريخ منعكس است .
و در پايان اين سخن پيشگويى سومى مىفرمايد و آن اين كه « در آخر كار آنان دزدان و راهزنان خواهند شد » ( و از شكل يك گروه به اصطلاح مذهبى و يا سياسى به صورت يك مشت دزد غارتگر در مىآيند ) ( حتّى يكون آخرهم لصوصا سلّابين ) .
همان گونه كه در ادامهء سخن در بحث نكتهها خواهد آمد صدق اين پيشگويى نيز از نظر تاريخى روشن مىشود چرا كه ارباب تواريخ افراد متعدّد و سرشناسى از خوارج را نام بردهاند كه به صورت دزدانى خطرناك در آمدهاند و به راهزنى مشغول شدهاند .
نكتهها
1 - خوارج يك جريان بودند نه يك گروه !
از كلام بالا به خوبى استفاده مىشود كه امام عليه السّلام خوارج را يك گروه خاص نمىداند ، بلكه جريانى مىشمرد كه در طول تاريخ اسلام در مقاطع مختلف ظاهر مىشدند ، حتى قرائن تاريخى نشان مىدهد كه جريان آنها از عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ظاهر شد .
هامش
( 1 ) « نجم » از مادهء « نجم » ( بر وزن حجم ) به معنى طلوع كردن است و به ظهور و بروز ( ناگهانى ) هر چيزى نيز اطلاق مىشود .