تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
پاداش‌هاى بىمانند او مىشتابد ، و يا در بخش ديگرى از عمرش ، مشمول مواهب مادّى اين جهان مىگردد و صاحب هر دو بخش از نعمت‌هاى الهى مىشود . نكتهء مهمى كه در اين جا فكر جمعى از مفسّران نهج البلاغه را به خود معطوف داشته ، اين است كه امام عليه السّلام چنين فرد مؤمنى را كه در هر حال ، پيروز و خوشبخت و مشمول لطف و رحمت الهى است ، تشبيه به « فالج ياسر » كرده است و بعضى چنين پنداشته‌اند كه اين تعبير ، به معناى قمارباز ماهرى است كه در نخستين دور قمار ، برنده مىشود و آن گاه اين سؤال مطرح شده كه چه گونه امام عليه السّلام مؤمنان صاحب رضا و تسليم در برابر قسمت پروردگار را ، تشبيه به چنين كسى مىكند كه آلودهء گناه بزرگى از گناهان كبيره است ؟ با دقّت در تعبيرات و كلماتى كه امام عليه السّلام به كار برده يعنى ، ( كلمه‌هاى « قداح » ، « فوزة » ، « مغنم » و « مغوم » ) روشن مىشود كه مقصود از « ياسر » قمارباز نيست ، بلكه اشاره به نوع خاصى از بخت آزمايى است كه به سود فقرا ، در ميان عرب انجام مىشده است . توضيح اين كه بعضى از شارحان نهج البلاغه ، از زمخشرى در كشّاف ، چنين نقل كرده‌اند كه عرب ( هنگام بخت آزمايى ) ، ده چوبهء تير داشت ، هر كدام ، نامى مخصوص به خود گرفته بود . شترى خريدارى مىكردند و آن را سر مىبريدند و به ده قسمت تقسيم مىكردند ، سپس اين تيرهاى ده گانه را در كيسه‌اى مىريختند و آن را به هم مخلوط مىكردند و يك نفر از ميان آنها - كه مورد اعتماد بود - دست مىكرد و يكى يكى ، آنها را بيرون مىآورد . هفت چوبهء تير كه هر كدام اسم خاصى داشت ، به ترتيب ، يك سهم و دو سهم و سه سهم . . . تا هفت سهم برنده مىشدند - سهم برترين ، معلّى نام داشت - و آن سر چوبهء ديگر ، هيچ كدام سهمى نداشت ، بلكه هر كس كه چوبه به نام او مىافتاد ، مىبايست پول شتر را بپردازد ، سپس ، برندگان ، سهام خود را به فقرا مىدادند و چيزى از آن نمىخوردند و به اين كار افتخار مىكردند . « 1 »
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، محقق خويى ، جلد 3 ، صفحهء 319 . ( با كمى تلخيص ) . در ضمن ، در كتاب معارج نهج البلاغه - كه يكى از قديمىترين شروح اين كتاب است ، اشاره كوتاهى به مطلب شده است . معارج نهج البلاغه ، صفحهء 110 .