بيشتر ، خوددارى مىكند و اين امر ، باعث عقبماندگى در امور اقتصادى و پيشرفتهاى مادّى و مبارزهء با فقر مىشود .
ولى با توجّه به دو نكته ، اين اشكال ، بر طرف مىشود : نخست ، اين كه اين گونه تعليمات اسلامى و توصيههاى اخلاقى ، در واقع ، شبيه ترمزى است در برابر حركت شتاب آلود انسانها به سوى مادّىگرى .
به تعبير ديگر ، مردم ، از درون وجود خود ، انگيزههاى فراوانى براى حركت به سوى مادّيات و گسترش زندگى اقتصادى دارند ، و اگر عواملى آنها را كنترل نكند ، چنان شتاب مىگيرند كه تمام حدّ و مرزهاى اخلاقى را شكسته و به سوى حرص و تكاثر و مسابقهء در ثروت اندوزى مىتازند .
اين ، همان چيزى است كه در سخنان على بن الحسين عليه السّلام به طرز لطيفى ، بيان شده است . ايشان مىفرمايد : « معاشر أصحابي ! أوصيكم بالآخرة و لست أوصيكم بالدّنيا ! فإنّكم بها مستوصون و عليها حريصون و بها متمسّكون » ، ياران من ! من شما را به جهان آخرت توصيه مىكنم و در بارهء دنيا ، سفارش نمىكنم ، چرا كه شما ، نسبت به آن سفارش شدهايد و بر آن حريص هستيد و به آن چنگ زدهايد . « 1 » ديگر اين كه براى نتيجهگيرى كامل در مورد تعليمات اسلام ، بايد آيات و روايات مختلف را در كنار هم گذاشت ، زيرا ، هرگز ، در مسائل بنيادى ، با يك حديث و يا يك آيه ، نمىتوان داورى نهايى كرد . در مورد تلاشهاى مادّى براى كسب روزى بيشتر ، از يك سو ، روايات رضا و تسليم در برابر مقدّرات الهى را داريم و از سوى ديگر ، آيات و روايات سعى و كوشش و تلاش را از مجموعهء آنها به خوبى استفاده مىشود كه نه سستى و تنبلى در اين راه صحيح است و نه حركت حرص آلود و آميخته با گناه كه نتيجهء چشم پوشى از مقدّرات الهى و توكّل به ذات پاك او است .
به تعبير ديگر ، درست است كه روزى ، از سوى خداوند ، قسمت شده ، ولى
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 75 ، صفحهء 147 .