الّذي ينتظر أوّل فوزة من قداحه « 1 » توجب له المغنم ، و يرفع بها عنه المغرم ) .
نيز ، مسلمانى كه از خيانت به دور است ، در انتظار يكى از دو خوبى از سوى خدا است : يا فرا رسيدن دعوت الهى است ( كه عمر او را به نيك نامى و حسن عاقبت پايان مىدهد ) و در اين حال ، آن چه را خداوند از پاداشهاى نيك فراهم ساخته ، براى او بهتر است ، و يا سرانجام ، در همين دنيا ، خداوند ، رزق او را وسيع مىكند و صاحب همسر و فرزند ( و مال فراوان ) در عين اين كه دين و شخصيت خود را حفظ كرده است ، ( و كذلك المرء المسلم البريء من الخيانة ينتظر من اللّه إحدى الحسنيين : إمّا داعي اللّه فما عند اللّه خير له ، و إمّا رزق اللّه فإذا هو ذو أهل و مال ، و معه دينه و حسبه ) .
ولى ( بدانيد فرق ميان اين دو بسيار است ) . مال و فرزندان ، كشت و زراعت اين جهانند ، و عمل صالح و نيك ، كشت آخرت است ، ( و إنّ المال و البنين حرث الدّنيا و العمل الصّالح حرث الآخرة ) .
« امّا گاهى خداوند ، هر دو را براى گروهى جمع مىكند » ( و از نعمتهاى دنيا و آخرت هر دو ، بهرهمند مىسازد ) ، ( و قد يجمعهما اللّه تعالى لأقوام ) .
در واقع ، امام عليه السّلام در اين تحليل دلنشين و دلپذيرش ، اين حقيقت را بيان مىكند كه مسألهء مهم در زندگى و سرنوشت انسان ، آن است كه آلوده به زشتىها و پستىها نشود ، همان زشتىهايى كه سبب سرافكندگى و شرمندگى او مىگردد او را بر سر زبانها مىاندازد و شخصيتش را در نظر مردم ، پائين مىآورد .
بنا بر اين ، هرگاه انسان ، پاك باشد و پاك زندگى كند ، يكى از دو سرنوشت عالى ، در انتظار اوست : يا عمر را به نيك نامى پايان مىدهد و به سوى رحمت الهى و
هامش
( 1 ) « قداح » جمع « قدح » ( بر وزن فعل ) و به معناى « چوبهء تير » است ، قبل از آن كه آن را بتراشند و پيكانش را نصب كنند و در اصل ، به معناى « وارد كردن شكست و عيب در چيزى » است و از آنجا كه چوبهء تير ، معمولا ، چنين اثرى را دارد ، به آن « قدح » مىگويند .